|
تعداد عناوين: 305
فهرست به ترتيب تازگی
فهرست به ترتيب الفبايی
|
صهبای شیدایی
مسعود ناظم رعایا
شعرها و نوشتههای مسعود ناظم رعایا
مطلب کامل
|
پرسههای شبانه - هنر و ادب
میر شهاب امانی
پرسههای شبانه وبلاگ شخصی میر شهاب امانی، کارشناس مترجمی زبان انگلیسی، است. و در برگیرندهی ترجمهی شعر و ترانه و ... است.
مطلب کامل
|
قلم سخن
قلم سخن یک وبلاگ شخصیست که حاوی آخرین اخبار، داستانها و مطالب جدید و ترجمه شدهی نویسندهی وبلاگ از زبانهای آلمانی و انگلیسیست. به علاوهی گهگداری اظهار نظر و خاطره و...
مطلب کامل
|
ادب و هنر (وبلاگ شخصی)
سیروس ذکایی
|
وبلاگ شخصی شعر
لیلا نوری نائینی
چشمانام را که باز میکنم نگاهات زنده میشود تاب و قرارم نیست دوباره میخوابم!
مطلب کامل
|
ده دقیقه به نه (وبلاگ شعر و نقد)
هر متنی که به هر زبانی نوشته شده موقع خواندن مستلزم حرکتی از«آ» به « ب » است .( این دو نقطه میتواند حرفی در بالای صفحه و حرفی در پایین آن باشد) چنین حرکتی لزوماً زمانمند است و این دو بنیاد هر روایتی است. این سه شیوه ی روایت حاصل سه رویکرد به زبان و سه نوع برداشت : گفتن از طریق شعر ، گفتن در شعر و گفتنِ ِ شعر است. هر یک از این سه برداشت خود نشانگر جهان بینی ای در پس اثر است. و این سه شیوه عبارتند از: 1ـ روایت از طریق عناصر مشترک زبانی 2ـ روایت از طریق عناصر غیر مشترک زبانی 3ـ روایت امکانات مشترک و غیر مشترک زبان
مطلب کامل
|
وبلاگ شخصی شعر
کروب رضایی
پشت اين کو هها
پیچا پیچ جادههای خاکی دست اندازها
گم شدیم اینجا
در همین آبادی
با سرعت گیرها
تابلوهای ایست
جریمه
جریمه
مطلب کامل
|
وبلاگشخصی شعر
محمدرضا پورمند
|
اين...؟!
ثریا کهریزی
خط !
یعنی راست درست پا بگذارم روی کج !
گلیم را بردار بردیوار برآنجا که پام خواست درازکنم قبل از اول
ازبعدازهرجا که خواستم
خط بکشم خوبگیرم به باوری
که بردارم برد بامنصور
شهروندِعادتم ماهانه سه روز
به عادت داریم بی اجازه بپریم در همدیگر بگوییم شما ؟ من ؟
انا الخدام دراراضی دست هام هرچند پرت بیفتم از پاهام
یام اهالی خودم هستم !
مطلب کامل
|
لوگوس - فلسفه و ادبیات
حمید حیاتی
تشخیص و دفاع از یك اثر هنری كار بسیار پیچیده ای است. غالب مخاطبین یك اثر هنری آن را با احساس خود می سنجند و اگر آن اثر بتواند احساس لذتی در آنان پدید آورد آن اثر را زیبا میدانند. شاید این گفته ی هیوم در مورد اینها درست و صائب باشد كه احساس نمی تواند به مرجع ای بالاتر از خود برگردد. امّا اصل لذت آفرینی یك اثر هنری، تبیینی قابل دفاع از آن فراهم نمی آورد، چرا كه لذت می تواند از طرقی غیر از یك اثر هنری بدست آید. بخاطر همین عدم تعین (یك كار هنری چیست و چرا ارزشمند است) یكی از چند گروهی كه در این زمینه نظریه پردازی می كنند فلاسفه هستند. امّا گمان آن می رود كه فلاسفه با رویكرد خاصشان، یعنی سوال ذات باورانه ی چیستی هنر، آن را به اندیشه ی انتزاعی و بی روح بدل سازند. با این وجود هر دم از سطوت و سنگینی این سوال كاسته می شود. خصوصاٌ فلاسفة متاخر در این زمینه آراء و عقایدی را مطرح كرده اند كه بسیار جالب است.
مطلب کامل
|
پرنیان قصیده هایی که نام کوچک مرا ربودند
حسین طوافی
از هر کجای این پنجره که بی افتم
رد پای ابری ات
در سایه ام جا می ماند
با تو پیر می شوم
دیگر از پنجره نگو
این سقوط های آزاد گاهی تهوع آورند
گاهی آدمی از سایه پنجره هراس دارد.
مطلب کامل
|
آدالار - وبلاگ شعر
وحید طلعت
در حالیکه خورشید توی چشمهاش غروب میکرد ازم پرسید:
تو واقعا کی هستی؟
مردم میگن شاعری!
در حالیکه به آفتاب نگاه میکردم چشمهام پر از اشک شد
گفتم:
شاعر دروغگوترین انتحار(خودکشی) کننده و تروریست دنیاست
من از روزی که تورو دوست دارم
دیگه شاعر نیستم.
مطلب کامل
|
شعری از صدرالدین انصاری زاده
فقط میخواستیم بترسانیم و گرنه نه قلبی در كار است نه در ما عشقی و آن پیر زن سالها پیش خودكشی كرده
مطلب کامل
|
جشنواره ملی شعر زاگرس
۱- نخستین جشنواره ملی شعر زاگرس به صورت یک همایش علمی برگزار می گردد.
۲- داورانی که آثار را انتخاب کرده اند در مورد ویژگی ها و نقاط ضعف و قوت آن ها سخن می گویند.
۳- وضعیت شعر امروز ایران بررسی خواهد شد.
۴- چند نفر از چهره های سرشناس و مطرح در جریان ها و موجهای شعر امروز کشور به عنوان مهمان ویژه سخنرانی می کنند.
۵- جلسات نقد و کارگاه برگزار می شود.
۶- آثار برتر از قبل توسط افراد صاحب نظر بررسی و نقد شده و در ویژه نامه ای به چاپ خواهد رسید و در زمان برگزاری جشنواره ارایه خواهد شد.
مطلب کامل
|
هیس - وبلاگ اشعار جواد اکبری
جواد اکبری
یکی این جنازه را بلند کند
یکی این لاشه مفعول
یکی دارم می گورم به خودم
زمینی پر از ریخته دارم
لبی گازیده و
آبی را کنار تو آوردم
آسمان یک کودک نکرده داشت
تو را دیدم
مطلب کامل
|
نوستالژیا
سیامک مهاجری
شاه بازگشت!قصد دیدار همسر کرد شاه بانو در حمام بود و پسر که پدر ندیده بود راه بر او بست پدر شمشیر کشید و سر از تن جدا کرد وفرزند تلف شد! مادر چون بیامد شیون بسیار کرد و پدر را بانگ زد آنکه گردن زدی فرزندت بود شاه بر آشفت در آن دم فیلی گذر می کرد شمشیر کشید و سر فیل به جای سر فرزند گذاشت و این گونه شد که بر طبق روایاتdiwalli(جشن سال نو تقویم هندوها)تولد دوباره گانش ganeshاز سر گرفته شد گانش اولین فرزند شیوا و پارواتی خدای هوش و ذکاوات است .
مطلب کامل
|
دلفین هایی که با من شنا کردهاند
مصطفا فخرایی
نمی شود از این آب ها کشتی ساخت
و رسید به خشکی پوست درخت
انگار چیزی مثل هیچ
در سطح رگ هایم رخ داده است
و گسستی عمیق بین من و من هایم
پیوند خورده است
مثل پاییزهای درخت
آرام آرام
دلم برایش تنگ می شود
و غباری نازک روی پیری موهایم پخش می شود
در عینکت بخواب
اگر جهان را هر طور نبینی
از چیزی کم نمی شود
چشم هایش را در همین پلک های نیمه باز
به روی خود بست
تا تعریفی برای انبوه ابرهای خاکستری ببیند
فشرده ی دردبودم و
در پوست سنگ هم نمی شد گنجید
با اطراف خود لال بودم
و مثل نقطه ای فقط
می توانستم معنای واژه را روشن کنم
پله ی اول شب است و
تب ستاره ارتفاعش تا صبح پایین نمی آید
مطلب کامل
|
شانای
داوود پنهانی
ما کودکان قصه های مادربزگ ها نبودیم.مادربزرگ ها که قصه می گفتند، زمین که نرم نرم باران را در خود می کشید، بلوط ها که سیر آب ها می شدند، اسب ها که بخار از دهانشان بر می خواست،مه که از کوههای بلوط خود را پایین می کشید، ما بزرگ می شدیم.
مطلب کامل
|
اندیشه و خیال (شعر آلمان)
نیما
پرسشها ۲
تابستان میپرسد
چرا باید گلهایم را
به خاک بسپارم
برگهای در حالِ افتادن میپرسند
به کجا پرواز میکنیم
انسانها میپرسند
چه باید بکنیم
و میجنگند
ستارگان نمیپرسند
آنها به فرمانی گوش میسپارند
که به آنها دستور میدهد
تا حرکت کنند
و بدرخشند
مطلب کامل
|
رهایههای عاصف ادیب
عاصف
یک روز بر می خیزی از خواب آشفته ات
وینچسترت را بر می داری
راه می افتی در خیابان
و پنجره هایی که بسته است را
و خانه هایی که با آجر و سیمان و فولاد ساخته شده اند را
و خیابانهایی که در هم کشیده شده اند را
و تمام آنچه که هست رانشانه می روی
و ...
مطلب کامل
|
انجمن شعر و ادب تالش
اهل قلم
با يك سلام تازه به دوستان خوب خودمان ٬ خوشحاليم كه شكر خدا توانستيم (البته به دليل مشكلات شبكه محلي با يك روز تاخير) به وعده خود عمل كرده و همانطور كه گفته بوديم ٬ ماهي يكبار – فعلن – انجمن شعر و ادب تالش را به روز كنيم.
مطلب کامل
|
با چشم ها ..... (سیاست و ادبیات)
محسن
آن ماه نيست
دريچه ي تجربه است
تا يقين كني
كه در فراسوي اين جهاز شكسته سكان نيز
آنچه مي شنوي ساز كج كوك سكوت است
تا يقين كني!
مطلب کامل
|
عمو خرچنگ
ناماجعفری
خبرمی دهد..تا صبح این باکس موبایلم همه می شودمنصور هم رفت..یعنی گذشت ازمرگ...نه دیگرچشم به در..دوخت تا مرگ بیاید نه ...من فقط دیده ام که روبه رویم شب داردقدم می زند.
مطلب کامل
|
طومار شرزین
مرتضا خبازیان زاده(م.ایلنان)
من منتظرم ٬ هنوز منتظرم و مثل احمق های بکت دارم به عمق جاده نگاه می کنم که ببینم کسی پیدا می شود که در این وانفسای خطرناک ٬ دست از جان و مال و آبرو بشویدو عاشقانه مجله ای جدی راه اندازی کند؟
مطلب کامل
|
الامانی (ادبیات محلی)
ادریس
مِن قلبی قریب
به قلب و روحم نزدیک باشی
مین غیرک صارلو سنین
چه کسی غیر از تو در این سالها
مدّوبني بالحنین
مرا در مهربانیش آب کرد
یا حیاتی
ای هستی من
حَبّیتک حبّ کبیر
تو را با عشقی بی انتها پرستیدم
مطلب کامل
|
استیلا (گفتگوی شعری)
استیلا
قاعده ها به گوشه ها پناه می برند خواهش می کنم به من لبخند نزنید خواهش می کنم حواشی تان را آوار نکنید روی گوشه ها
من به دروغ های خودم مشغول ام دروغ می گویم اشتباه می کنم و این امکان من است اصلن مُصر به فرورَوی نیستم این توانایی ِ من در جهتِ بهبودی ست
تداوم پیدا کنید در حاشیه های این متن
مطلب کامل
|
مجلهی ادبی کلان
ناصر کلان
شعر از دل شاعر شنیدن خوشتر است
مرگ از غم هجران کشیدن بهتر است
گرچه اغیار همه تقلید شاعر می کنند
حرف خوش از شعر نا خوش سرتر است
از طرف ناصر صبوری/کلان برای استاد بهبهانی
مطلب کامل
|
کودکانههای رفته
شبنم.م
دل خوشی هایت را
به دیوار
سنجاق بزن !
کارَت تمام است
همین روزها
خیال کن
از آغاز
خاطره بودی
این سراشیبی
شروعٍ پایان است !
مطلب کامل
|
وه شه ن شعر
بهمن قره داغی
نگفتمت مگر
هزار شب
شعر نوشتم و شاعر نشدم !
اما نشان ردِپاي ِ سبزت
در كوچه باغ ِ بلوغ ِ رؤيا
هزار شب شاعرم كرد !
نگفتمت ...
مطلب کامل
|
از خندهها و خاطرات
م.ب.حاجیانی
نوشتن برای پیشنهاد دادن
شماره جديد وازنا را از دست ندهيد.
تقريبا جشنواره ملي شعر است. از همه شعر دارد. نشمرده شرط مي بندم بيشتر از 150 تا شعر منتشر كرده. از حقوقيِ عزيز و حافظ موسوي و عباس صفاري بگير تا ...
چند تايي كه بيشتر دوست داشتم را لينك مي دهم. البته بر اساس حروف الفبا.
و البته مقدمه ايي كه حافظ موسوي براي آن نوشته.
مطلب کامل
|
چای دم کرده
الیوت به نمایشنامهنویسی هم علاقهمند بود. اولین نمایشنامهای که نوشت، سوئینی اگونیستس، هر چند از موسیقی سرشار کلام برخوردار بود اما برای همگان قابل فهم نبود. و ظاهراً خود الیوت هم متوجه این نکته شده بود که تا هشت سال بعد در زمینهی تئاتر اثری منتشر نکرد، و بعد به سال 1934 نمایشنامهی صخره و سال بعد از آن نمایشنامه قتل در کلیسای جامع را نوشت. با این همه الیوت به معنای بسیار خاص و بسیار محدود نمایشنامهنویس است؛ اما محدودیتهای خود را نیز میشناسد. بیشتر شاعران موفقیت انگلیسی زبان الیوت را به عنوان پیشکسوت پذیرفته بودند و بعضی از آنها از شیوه و سبک او تقلید میکردند. گرچه بیشتر آنها به مانیفست کمونیست نظر داشتند و به خدای الیوت وقعی نمیگذاشتند. او دربارهی خود چنین مینویسد: « کلاسیسیست در ادبیات، سلطنتطلب در سیاست و انگلو-کاتولیک در مذهب.» با وجود همهی اینمطالب میتوان گفت الیوت شاعر، مثل هر شاعر بزرگ دیگری در سراسر عمرش تنها بود و جز چند سالی بسیار کوتاه، از جهان، جز غم بیحاصلی و بیهودگی ندید.
مطلب کامل
|
يادداشت هاي اهور (یادداشت هایی درباره هنر و ادبیات )
منصوره اشرافی
کهکشان را در سیم خاردار
پیچیدند.
نسیم اندیشه ای
فضا را
سرتا سر
آکنده
از خاک تا افلاک.
مطلب کامل
|
دركوچه هاي شعر گناباد (وبلاگ شخصی شعر)
حمید خصلتی
ثانیه ها
پلک می زند
ومن پیر می شوم
چتر عاطفه ات،باراني ست
چه خوب" تر"مي شويم
آسمان ،زيباي بي محابا
عاشق مي شود
چشمك مي زند
شب.!
مطلب کامل
|
لپد (شعر ـ داستان ـ موسیقی ـ نقاشی)
عزت قاسمی
خط سوم: این گونه متن ها، آن گونه هستند که انگار متعلق به هیچ کس نیستند. نه نویسنده و نه مخاطب ـ معلق هم نیستند ـ بلکه در عین تضاد وحدت می آفریند ـ نه این، نه آن اما همه ـ پشت سر این متن ها اقبال است.
... ودیگر این که: یک وقت، بزرگی گفته بود؛] به روایتی دیگر تمام شعرها [، تلاش می کنند به موسیقی برسند. موسیقی خود تعیّن دارد یا "خالص"pureticست، یا برنامه ای مثلا موسیقی "هکتور برلیوز" خالص است اما مثلا "جوزپه وردی" و تمام موسیقی اپراها، موسیقی برنامه ایی هستند و یا مثلا "کورال بتهون" هم.
داریوش مهبودی شاعر زیرکی است. به هر حال ذهن "آرکی تایپال" او باید موسیقی هم دیده و هم شنیده باشد. شعر او شعری برنامه ای است، هم چنان که با دو نام شعر خود را شروع می کند. حافظ و شمس"
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
شالیز
دیوار
- اما لعنتی –
***
پشت دار قالی نشسته ام
تنها...
تار روزهای سرخ را
به پود شب های سیاه
می تنم.
پشت این دیوار
- اما لعنتی –
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
کیانا برومند
Self portrait
صبح
پيراهن خواب در بر
با کبوتر شعر
که لانه کرده در آشفتگی موهايش
شب می شود
انگشتهای جوهريش
شاعر نمی شوند
مطلب کامل
|
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
محسن سراجی
به نظر شما چه كساني براي آينده ي ادبيات ايران دل مي سوزانند ؟
افق ادبيات ايران را در آينده چگونه مي بينيد ؟
بعضی اوقات آدم متاسف می شود وقتی که می بیند ایرانی ها با این همه تواناییهایی که دارند وارد یک چرخه ی اداری غیر علمی و متاسفانه اشتباه می شوند . چرخه ای که بیشتر دامن متولیان فرهنگ و هنر این کشور را گرفته است ... !
مطلب کامل
|
بلوک هفت - وبلاگ ادبی
علی الفتی
از اضلاع كه خسته شده ام باشم اضلاع ازمن خسته اند باشند ناخواسته اگرقرار گرفته باشند اين من و اضلاع باشيم تا تن به اين رعايت كه باعث ما شد
مطلب کامل
|
دست نوشته ها - وبلاگ شخصی شعر
ایوب صادقیانی
یک لشکر نظامی اجیر می کنم
تا مجنونی ام را برایت فریاد کنند؛
لیلا شو جان مادرت!
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر و ادبیات
آرش نصرتاللهی
من مي نويسم براي انسان و صلحي كه سهم اوست ! اين وبلاگ را به اميد نزديكي انسان به انسان ، از مسير محترم متن ، ساخته ام !
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
حبیب شوکتی
مادرم صدایام میکند آینه ترک میخورد و کودکی برهنه پشت به باد بیرون میزند و انتهای کوچه دور میشود ح ........................... . . حبیب شوکتی ..........................................بیست و هفتم ژانویه ۲۰۰۸
مطلب کامل
|
توقف ممنوع (وبلاگ شخصی ادبی)
محمد غلامی پور
[رستم یقه ی پالتو اش را بالا زد سیگار برگش را گیراند و زمزمه کرد] بودن یا نبودن سهراب مسئله این است نه کرکسی که در قفس نیست !قفس چیست؟در آزادی نیست ؟خود آزادی قفس نیست؟ مسئله باز کردن در کمپودی ست که نیست! مسئله تراﮊدی املتی ست آنهم نجنبی نیست ! تراﮊدی سر به نیست کردن ما مسئله نیست؟ مسخره نیست؟
مطلب کامل
|
وبلاگ اختصاصی شاعر
بهزاد خواجات
مثل اينكه تو تصميم به قتل بگيري . مقتول را انتخاب مي كني ، محل را ، وسيله ي قتل و نقشه و بهترين زمــان ممكن ، اما لحظه اي قبل از اقدام ، حادثه اي همه چيز را به هـــم مـــي زند . در اين جا تو قاتل نيستي ، اما خودت بگو نيستي ؟
مطلب کامل
|
عاشقانه در گور (ترانه و شعر)
سعید توکلی
طراوت تن تو دلپذیر شب بو هاست
و چشم های تو وصف چراغ جادوهاست
دلم خوش است که نام تو را به تن دارم
اگر چه سینه ی من جای زخم چاقوهاست
تو بهتر است فقط در دل خودم باشی
که بودن تو کساد شب پری روهاست
عجیب نیست که وا مانده اند نقاشان
کشیدن تو به حق لکنت قلم موهاست
چرا برنجم از این حس سربزیری تو
که عشق پاک دلیل نجابت قوهاست !
مطلب کامل
|
از کوه که افتادم و مُردم
آبان صابری
و تو نبودی که ابرها شکل عوض می کردند
با بادی که می آمد
و دنباله ی پرندگان در آسمان
به طرز ِ عجیبی کم بود
در روز یکشنبه
مطلب کامل
|
پایگاه اطلاع رسانی جشنواره غزل پست مدرن
اولین جشنواره سراسری "غزل پست مدرن" آذر ماه امسال در تهران برگزار می شود
دبیرخانه جشنواره سراسری غزل پست مدرن مهلت ارسال آثار را تا ۳۰ آبان ماه تمدید کرد.
در مراسم اختتامیه جشنواره به برندگان جوایزی اهدا خواهد شد و آثار همه شرکت کنندگان
پس از داوری در " مجموعه غزل پست مدرن امروز" به چاپ خواهد رسید.
مطلب کامل
|
ققنوسی شعله ور در آتش فروزان تنهایی خویش
سید محمد صدرا
من خسته ام خسته تر از دختر و پسری بعد از معاشقه خسته تر از کارگری بعد از چیدن 20 متر دیوار خسته تر از دالایی لاما بعد از مکاشفه
مطلب کامل
|
یوحنا
محمد صادق صالحی
دست من نیست اگر روی صورتت خش می اندازم پنجره
مثل همین میخکی که دور دستکش هایم پیچیده بی گناهم
و می توانم با پیچ هر جاده ای بچرخم
مطلب کامل
|
صلیب تر از شعر
امین کاشانی
چهل و پنج دقیقه ی قانونی
این توپ خلاصه نمی شود در نیمه ی قصه
گلی که نمی کاری وُ
حالا
دقایقی
غیر قانونی
مطلب کامل
|
Espacementalisme poem
مازیار فلاح پور
تقدس آب
گفتیيَم
ماهي!
با هجاي بلند دهانت
مطلب کامل
|
اینجا داستان (وبلاگ تخصصی داستان)
مصطفی مردانی
محل کارگاه داستان :کارگاه در روزهاي پنج شنبه هر هفته ساعت2:30 تا 5:30 بعد از ظهر در کلاس 21 فرهنگسراي بانو برگزار ميشود. آدرس فرهنگسراي بانو هم اينجا است :
مطلب کامل
|
کانوی وبلاگهای ادبی پرشین بلاگ
مصطفی مردانی
برگزاري نشست هاي بزرگ ادبي است. درباره موضوعش آخرين فکر به شور گذاشتن است. که از طريق وبلاگ انجام خواهد شد و کار را در آخر با يک مشورت کلي انتخاب مي کنيم. گرچه هدف من جمع کردن دوستان ادبي است. اگر بشود جلسه را طوري برگزار کنيم که هر گروه مثل شعر، داستان، ترانه، غزل و .. بتوانند دور هم جمع شوند و به مبادله آثار و خواندن آنها بپردازند خيلي عالي مي شود. يعني يک جلسه اي که فقط ادبياتي ها دور هم جمع شوند، با هم آشنا شوند و شعرها، داستانها، ترانه ها و ... را براي هم بخوانند کافي است. گرچه خيلي بلند پروازي است. اما کاش جايي بود که اهل هر قسمت بعد از يک سخنراني ساده و معرفي سايت پرشين بلاگ و کمي صحبت، گروه هاي مختلف جدا شده و به کارهاي ادبي خودشان بپردازند. از هر حوزه هم يکي دو نفر را از همان شهر يا استان دعوت مي کنيم تا جمع را هدايت کند و کار را به جلو ببرد. يعني هدف آشنايي ادبي نويسان اينترنت ( و خارج اينترنت) و برگزاري کارگاهي اين جلسات باشد.
مطلب کامل
|
خروس جنگی (نشانی جدید)
کرشمه غریب
هنرمند ميخواهد تمام نمودهاي نوپديد و زنده آن بشريت عالي را كه بر آن دسترسي يافته است زندگي كند. رنج و احساس تنهائي او در اين نيست كه چرا ديگران آثارش را نميفهمند ،بلكه در اينست كه چرا خودِ او را ،ويژگيهاي انسانيش را و در حقيقت بشريت را نفهميدهاند .
مطلب کامل
|
کاکتوس های کال (وبلاگ شخصی شعر)
اسماء شریف نژاد
مرگ مثل یک شوخی میآید و نمیدانی باید به حال خودت بخندی یا بگریی
مطلب کامل
|
پرده ی آخر (وبلاگ شخصی شعر)
بهزاد _ الف
دهلیز ِ غار ِ تاریک ِ بی هوا،
طنین های پی در پی ِ چکه های آب،
مطلب کامل
|
مارال (فرهنگ و ادب)
علیرضا ذی حق
وقتی که نوشتن همزادت است و برمیگردی به گذشته و می بینی کلی یادداشت رودستت مانده ویا خانه پر از مطبوعات رنگ و وارنگ است وکاغذمچاله های سیاه شده ودل ات نمی آید بریزی دورکه لای ورق پاره هایش،تکه هایی از عمری سپری شده را داری و تو این دور وزمانه که کتابخوانی بخت اش کساده وکسی هم نیست که تحویل ات بگیرد که از هر رنگ وریایی دوری،چا ره می ماند که حد اقل یک پاتوق مجازی داشته باشی که که گاه گداری یکی یادت کند.حکایت این جریده ی وبلاگیه نیز چنین است.صفحه نخست جای خود اما،آرشیو موضوعی را فراموش نکنید.یاد و یادگاریها ، عمده اش آنجاست.پوشه هایی نیز برای بهترین آثار ارسالی است.کوچه باغهایی که با دوستان می شود در آن قدم زد.
مطلب کامل
|
از کنج چندم دایره (وبلاگ مظاهر شهامت)
مظاهر شهامت
دست آب با سرانگشتان بسیار
از آینه بیرون می آید تا گیسوان تو را خیس کند
آیینه خیس
گیسوان تو خیس
باران کجا می بارد ؟
و دست ترسناک آب ؟
مطلب کامل
|
عشق پنهان (وبلاگ شخصی شعر)
مقداد
چه شبگردي بي فايده اي ! وقتي همه خوابند و در آغوش باد جز تكه برگ مرده اي نيست ،
مطلب کامل
|
که زن نبودی...امّا
میثم یوسفی
ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما (ابو سعید ابوالخیر)
مطلب کامل
|
پاپيروس (شعر ایران و جهان)
فریبا شادکهن
... به خمخانه ي وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده از آن مي که در دل چو منزل کند بدن را فروزان تر از دل کند
رضی الدین ارتیمانی
مطلب کامل
|
شعر کردی و فارسی
احمد امانی
آگاه باشيد، منهايي به نام خط خوابيده در شهر مي چرخد، به او نزديك نشويد. اگر شما را ببيند، تبديل به صفر مي شويد، خوب ميدانيد، صفر شدن براي شما اهالي محترم، برابر با مرگ است . اين منها اسلحههاي سرد و گرم زيادي دارد، چاقوي تيز و تفنگ سرپر.
مطلب کامل
|
فردای پنجره (وبلاگ شعر ایران و جهان)
نیما مجاهد
...شاید ورق بازی کردم شاید حنجره خسته از ناله قلبم را با شراب التیام دادم ...قدمم مسافت را در کوچه ها لگد مال می کتد جهنم درونم را اما چاره چیست؟ ...حا لاست با مهره های پشتم نی لبک بنوازم...
ولادیمیر مایاکوفسکی - کتاب ابر شلوار پوش
مطلب کامل
|
آواز دسته جمعی ملاحان گم شده - شعرهای تیکنی
امیر حسین تیکنی
" در دل اقیانوسی بزرگ
کوهی در آمده بود
جزیره ای زیبا
با درختچه هایی سبز
و انبوهی از پرندگان مهاجر"
مطلب کامل
|
اشعار کوتاه و بلند و هایکوهای رضا آشفته _ موسیقی جهان
رضا آشفته
شنا می کند
ماهی در آسمان
نگاهم آبی است
مطلب کامل
|
عینالی (روزنوشت هایی در باره سینما، ادبیات و همه چیز)
حسین پورستار
حسرت های سینمایی
زندگی پراست از حسرتهایی که برای اتفاق های افتاده و نیافتاده مان رقم خورده و توی گنجه ذهنمان صف می بندند . اگر سینما و فیلم را نیز زندگی مجازی آدمهای مجازی بیانگاریم ، آنوقت دامنه این حسرتها صد چندان می شود . بخشی از این حسرتهایم را می آورم . شاید بخشی از آنها برایتان آشنا باشد . اگر دوست داشتید شما هم از حسرتهای سینمایی خودتان بنویسید .
۱ - ای کاش ایوان خردسال (کودکی ایوان / تارکوفسکی) بدست آلمانها اعدام نمی شد و دنیای کودکیش خراب نمی شد!
۲ - ای کاش دنیای موشت خردسال (موشت / برسون) اینقدر تلخ نبود و ای کاش موشت خودش را به آب نمی انداخت !
۳ - ای کاش لئون (لئون / لوک بسون) می توانست خود را از آن ساختمان لعنتی بیرون بکشد و نمیرد !
۴ - ای کاش جک (تایتانیک / کامرون) قدری دوام می آورد و نمی مرد و به قعر آبهای اقیانوس نمیرفت !
۵ - ای کاش هکتور (تروا / ) بدست براد پیت کشته نمی شد و جنازه اش مقابل چشمان پدر به خاکها نمی افتاد !
۶ - ای کاش میم (درخت گلابی / مهرجویی) اینقدر محمود را اذیت نمی کرد و فقط میفهمید که محمود چقدر دوستش دارد .
۷ - ای کاش لیزا (آپارتمان / ژیل میمونی) قدری آن پله ها را آرام رفته بود تا دوستش بهش میرسید و آنهمه فاجعه به بار نمی آمد !
۸ - ای کاش جک (روح / جری زوکر) آخر فیلم زنده می شد !
۹ - ای کاش سوفی (آخرین روزهای زندگی سوفی شل/ ) در دادگاه به خاطر جوانیش تبرئه می شد و اعدام نمی شد !
۱۰ - ای کاش مورتی (اتاق پسر / نانی مورتی) بدیدن آن مرد مریض نمی رفت و پسرش در دریا غرق نمی شد !
۱۱ - ای کاش اصلا لیزا (داگ ویل / فون تریر) به این شهر کوچک نمی آمد !
۱۲ - ای کاش فیلیشیا (هزار توی پان / دلتورو) بدست ناپدری کشته نمی شد !
و......
... - ای کاش لومیر سینما را اختراع نمی کرد !
.... ای کاش بدنیا نمی آمدیم !
مطلب کامل
|
شعر هلما (وبلاگ سروده های شخصی)
محمد قادرپور
همیشه عادتش بود .قبل از خواب موهای بلندشو شانه میکرد .لامپ را که خواموش کرد راحت گرفت خوابید .
چند تا سوسک داشتند با دندونهای تیزشان موهاشو اره میکردند.
صبح با چشمهای بادکرده بلند شد و مسواک زد . چشمش که به آیینه افتاد نزدیک بود که پس بیفته . موهاش همه ریخته بود .
مطلب کامل
|
سرزمین نو - وبلاگ ادبی - فرهنگی
هادی خوجینیان
Trembling body
Do you know when I think of you
I take of my soul gown, to hang it on you?
I sew your pink lips to my mouth and I melt in you till our body stitch together
مطلب کامل
|
بیاتی آه بیاتی - ادبیات و فرهنگ
آوات رحیمی
(نگاهی به تاريخ جايزهی ادبی نوبل) ... جايزهی نوبل در ميان هزاران جايزهی ملی و بينالمللی ادبيات در جهان، امروزه مهمترين آنها است، ولی بر اثر معيارهای گاهی غلط کميتهی نوبل، درآغاز و يا محاسبات سياسی و يا ناسيوناليستی، تنی چند از مهمترين نويسندگان جهانی تاريخ، از دريافت آن محروم ماندهاند...
مطلب کامل
|
انجمن شاعران زنده - وبلاگ شعر
صبا
« شب شعر »
ای الههی شعر! مشتزن نبودن، نبودن است تماشاچیان غرّان را از ما دریغ کردهای دیگر در سالن، دوازده نفری هستند شروع باید کرد
مطلب کامل
|
تخلیه ی عمومی - وبلاگ شعر و مقاله
فریبا فیاضی
اين متن به دليل الينه شدن در ذهن نويسنده (زنبيمار) فاقد هرگونه پي نوشت و ارجاع به پس متن و پيش متن ديگريست. و هم چنين هيچ رويكردي به علم پزشكي معمول و كاربردي ندارد.و صرفا خوانشي ست بر يك متن كه در ذهنم ته نشين شده،اما به دلايل امنيتي چيزي از متن در حافظه ام باقي نمانده كه به منصه ي ظهور گذاشته شود به همين دليل و دلايل ديگر مي تواند هيچ مابه ازاء بيروني نداشته باشد.
مطلب کامل
|
وبلگ گروهی برگردان - وبلاگ ترجمه ادبی
در یک غروب، روح شراب از درون بطری ها آواز سرداده بود : " انسان، تو را ترغیب می کنم، ای محروم عزیز، به زندان جام ام و موم سرخ رنگم، به آوازی پر از روشنایی و همبستگی !
مطلب کامل
|
برای روز تولدم - سروده های شخصی
رامین صیاد حقیقی
لنج ها راه را برای نفتکش ها باز می کنند آسمان تیره می شود دریا تیره می شود مرغهای دریایی بی صدا به خواب می روند/ ابدی غروب که می شود دهان صدف ها بوی نفت می دهد
مطلب کامل
|
خروس جنگی (وبلاگ شعر و مقاله)
غلامحسین غریب
اين تابلوهاي نقاشي كه به عنوان نقاشي جديد نمايش داده ميشوند،اين آهنگهاي موسيقي كه هنرمندان ناآزموده ميسازند و گمشده در يك اشتباه بزرگ خود را آهنگساز گمان ميكنند ،اينها همه بيان گويائي هستند بر دور بودن تمام پويندگان از حقيقت آن چيزي كه پيدايش آثار هنري را سبب ميشود.
مطلب کامل
|
زنگوله (وبلاگ شعر و ترجمه)
سیاوش رامش
در ملخ باران ... در ملخ باران واژه ها به صورت کثیری دلم برایت تنگ شده است به صورت مجردی به تو فکر کردم تنها به صورتت تنها به لبخند هایت
مطلب کامل
|
شبخون دوره گرد (شعر، ترانه، داستان کوتاه، نمایشنامه)
ایرج آذرفزا
گور ِمن کجاست؟
چشم های ام را کجا خاک کنم؟
نفس های ام بوی ِچرک ِِلباس ِشما را گرفته است!
و نگاه ام خیره بر مسلسل های ِزیر بارانی ی ِتان جان می کند!
گور ِمن کجاست؟
چشم های ام را کجا خاک کنم؟
مطلب کامل
|
روزانه های شیدا محمدی
شیدا محمدی
کوچه ام صندلی سفیدی در سبزی سرزمین تو بود بر عکس حرف می زنم آه تهران ! در صندلی سفیدی گم می شوی وقتی دو لاستیک کهنه در چشمانم رد سرخی می اندازد.
مطلب کامل
|
گربه - وبلاگ رمان هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی
گربه بچه تهران است ، اما در اروپا متولد شد. بعد ، یکی از اولین کسانی که او را دید برایش وبلاگ درست کرد. دختر جوان می گفت شب کتاب رادر دست گرفته وتاصبح خوانده و گریسته. حس می کرد با آبی سنگسار شده است. حالا از من خواسته سرنوشت گربه را برای وبلاگ بنویسم. باشد.
روزی، شبی ، نمی دانم خط اول رمان از جایی که هرگز نمی دانی کجاست، به ذهنم راه یافت.
- به نظر شما می شود آن زن را تور زد؟
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
بهاره فریس آبادی
جیغ ها کشیده بود دختر همسایه ما !
و کمک . . .
که نه انگار مادرش دلی دارد . . .
پنجره باز شده بود با چشمهای من ، گشاد ، و صدای بلند پدر که می کشمت !!!
عرصه را تنگ تر بگیر . هوا که پر شد از تمام صداهای آشنا ، ماشه را بکش .
تو تماشایی تری گویا !
یعنی بمیر ، که همچنان تماشایی تری گویا !
مطلب کامل
|
این ابر در گلو مانده - وبلاگ سروده های منصور بنی مجیدی
منصور بنی مجیدی
همکلاسی ام را
سر چند کلاس بالاتر از خودم
با تنبلی مفرط / جا گذاشته ام
با جوشنی پوشیده از تقلب های گوناگون اش
- ای وای من
این چه رسوایی ست
- من که بی باغچه بان علمم ...
سهم من و شما لابد ، هیچ چیدن است و بوییدن
اینجا باد کف کرده که بپاید
با این معشوق نابالغ اش
با بی آب ترین آتش و خاک !
- وقتی بی شب چره رفتی
دیگر تکرار نمی شوی
با آن کارت خیس خورده
به ناگهان تر از میان هرگز و اکنون
قفس فرصتی ست ...
اینجا ساقه ها به تعادل نمی رسند !
مطلب کامل
|
سیاهه مسیر ها (اشعار سجاد گودرزی)
سجاد گودرزی
چمنزاری با کلاه حصیری ابرها و نقش چند پرنده ی گریزان و ساچمه های سربی که انقراض نسل هجاهای پیکان را بر شانه های گردشان تا عمق استخوان بردوش می کشند
مطلب کامل
|
شعرآستان - حرکت در جاده مه آلود تأویل
وحید ضیایی
والت ویتمن را وقتی به ترجمه مینشینی به جایی میرسی که میگوید:" وقتی آزادی از جایی رخت بربندد /از اولینها نیست /دومینها هم /سومینها نیز /میماند تا همه چیز از دست برود /آزادی آخرین آنها است."
مطلب کامل
|
AMUSED TO DEATH (ادبیات و فرهنگ)
ربابه صدر اشکوری
مخاطب اینجا قرار نیست ذهنی منفعل داشته باشد . مخاطب اینجا قرار نیست استنتاج را برای دیگری روی تریبون جا گذارد . مخاطب اینجا قرار است ذهنی پویا داشته باشد تا آنچه " تفاوت " و آنچه " سبک نامجو " می شود را میان همه اوهام بیرون و درون موسیقی باز شناسد .
مطلب کامل
|
(بهانه) Remember
من ، دانهيل ، بغض ، تنها
تو ، وينستون لايت، غرور ، تنها
ميان همه تفاوتها ، يك اشتراك متفاوت ، آنهم از نوع تنهايي !!!
مطلب کامل
|
چشمان بیدار (وبلاگ نقد، فرهنگ و ادبیات)
مهستی شاهرخی
سومین شماره ماهنامه ی وازنا وازنا را می خوانم و هیچکدام از این افراد با من دوستی و آشنایی و یا نسبتی ندارند. کمی از نوک دماغمان آن طرف تر را نگاه کنیم سایه و یا همزاد من یا تو هر کجا می تواند باشد. ما تصویر خود را از چشمان دیگران می بینیم و همزاد خود را در نوشته های دیگران پیدا می کنیم ما یگانه نیستیم! باور کن!
مطلب کامل
|
رامین (وبلاگ شخصی شعر)
رامین
تو جهنمو دیدی؟ ---نه ---پس چرا می گی؟ ---تو کتابا نوشتن ---مگه کتابا جهنمو دیدن؟
مطلب کامل
|
طلوع عشق (وبلاگ شعر)
آزاده دواچی
و بی پروا چون سنجاقکی سرگردان از همه خاطرات دور می شوم
مطلب کامل
|
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی (ادبیات و فلسفه)
مهران مرتضایی
۱۱ می ۱۹۰۴ در اسپانیا کسی زاده شد که بعد ها به عنوان مشهورترین نقاش سوررئالیست، اسمش توی کتاب های تاریخ هنر مدرن حک شد. سالوادور دالی (Salvador Felipe Jacinto Dalí Domènech Marquis of Pubol) نقاش های بسیاری کشید و حتا در طراحی صحنه فیلم روانی با استاد بزرگ عالم سینما آلفرد هیچکاک کار کرد.
مطلب کامل
|
pashiliha
مازیار نیستانی
ابلیس از آن فریشتگان بود که خدای او را از آتش آفریده بود خدای مَرابلیس را گرامی داشتی،از بهر آن که مَرخدای را به هر آسمانی سجده کرده بودهزارسال– چندان که همه ی فریشتگان آسمان عجب داشتند. پس خدای اورا یک چند خازن بهشت کرده بود. پس،اورا مهتر کرد بر فریشتگان آسمان.
مطلب کامل
|
وبلاگی اختصاص یافته به شمس لنگرودی
شمس لنگروی - بهاء مرشدی
به قصد شکار شما نیامده بودیم
به نیت رام کردن
به حضور می رسیدیم.
می شنوید
صدای مان را
از درون شکم هاتان می شنوید گرگ های من!
مطلب کامل
|
من هستم پس فکر می کنم (وبلاگ ادبیات و فرهنگ)
هادي خورشاهيان
ناخدایی که فراموش کند سکان را نگهدارد
چگونه رهسپار جزیره ای شود
که دفینه اش تو باشی
برافراشتن پرچمی که دو تکه استخوان و جمجمه ای بیش نیست
چگونه نشان فتح سرزمینی گمشده خواهد بود
تا چقدر طول بکشد ملاحان
اقیانوس ها رابه رودخانه برگردانند
تو به خاطر چه کسی
روی عرشه ماهی های کوچک بالا بیاوری
وقتی ملوان تو خودش را
با طناب پرچم از دکل آویخته است
مطلب کامل
|
خیال دور (شعر و قطعه ی ادبی)
پیام عزیزی
كسي به شكل من
در ميانتان
راه نمي رود؟
گفته ام با من بيگانه است
مطلب کامل
|
سپیده صبح ، روشنایی شب
یکی را می شناسم که شبیه هیچ کس نیست یکی را می شناسم که دیوار هایش ترک برداشته سقف خانه اش هم وقتی که می ایستد ترک دل اش روی دیوار می افتد
مطلب کامل
|
دفتر شعر یک پزشک
دکتر محمد پی پل زاده
سفری خواهم رفت
به همین زودی زود
سفری مردانه
به تماشای افق
مطلب کامل
|
شعر صاد - وبلاگ سروده های شخصی
حوصله را کجا می فروشند؟
پیش تر ها حتی سر کوچه هم می شد خرید
این روزها نایاب شده
شاید احتکارش کرده باشند
یا بجای انقلاب و تروریست صادرش کرده باشند
مطلب کامل
|
وبلاگ اختصاصی هایکو
عباس حسین نژاد
كمي گرم شد در دستان ماهيگير
تن ِ ماهي
+
غذاي نوروز ماهي با كرمي آويخته از قلاب رسيد
+
ماهي با دهان پاره گريخت
+
جیرجیرک نگران ماهیها سكوت كرد
مطلب کامل
|
به خون بخون - وبلاگ شعر
امیر خالقی
کلاغ ، بغضهایم را سوراخ می کند
ویلچرم را باز
تا روی سینه ی برفی باغ دو خط موازی رسم کنم
یکی تو یکی ...
مطلب کامل
|
آفتاب و ذره - وبلاگ شعر و گزین گویه
آزاده
حالا لنگ لنگ می روند و در سیاهی گم می شوند نه در انتظار بخشش دریا می مانم نه آسمان شهر تو... بطنم آبستن نطفهء آفتاب است...معجزت آغوش آفتاب... می آیی همسفرم شوی؟
مطلب کامل
|
اهل هوا (نت نوشته هایی پیرامون فرهنگ)
هادی کیکاووسی
If you knew the man I used to be Please hold me under the sea Or scratch my arms till they bleed Save me Will you help me to feel the glow
مطلب کامل
|
و آن خط پنجم، منم (ترانه ی متفاوت ایران امروز)
محسن بوالحسنی
|
زنگوله - وبلاگ شعر
سیاوش رامش
آن قدر پیر نشده ام که صندلی تعارفم کنند دوست دارم در شمال و جنوب این اتوبوس قدم بزنم به زیارت باران های موسمی بروم و از شرق نگاه یک مسافر به جاده های بی راه خیره شوم
مطلب کامل
|
پرسه در خاک غریب - وبلاگ شعر
بامداد
هميشه دوستت دارم حتي روزهاي سه شنبه. سه شنبه؛ وقتي خدا توي بغلم است باز هم به تو فكر مي كنم.
مطلب کامل
|
کوچه باغ - وبلاگ شعر و گزین گویه
رها
و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم
حسین پناهی
مطلب کامل
|
دو گیلاس سرخ همزاد - وبلاگ شخصی شعر
پردیس سیاسی - زهرا ملکوتی
نوروز آمد حول حالنا هم خواندیم اما... دریای بزرگ خدا به تنگ کوچک ماهی ها نرسید که نرسید!
(زهرا ملوکی)
مطلب کامل
|
هزارتو (2) - وبلاگ نقد شعر معاصر
علی مسعودی نیا
در بازار مكاره ي شعر امروز ايران ، كه هر طرف مي روي مقادير قابل توجهي شاعر در هم مي لولند و هي گلويشان را پاره مي كنند تا كسي به حرفشان گوش بدهد ؛ در اين دوراني كه از نظر تعدد شاعر به خودكفايي رسيده ايم و حتي مي توانيم مازادش را صادر كنيم ؛ در اين دوره ي يتيم ماندگي شعر و شاعر ، دوره ي كسادي كتاب هاي شعر ؛ به جايي رسيدن – جايي كه واقعن جا باشد- كار سختي ست.
مطلب کامل
|
حلق آویز - وبلاگ شعر
علی مسعودی نیا
چیزی نگذشته هنوز از بهار حتی به زحمت انتهای فروردین حتی به زحمت اکتشافاتِ شکوفه روی درخت و من از بس که دارم می میرم حوصله ام ته کشیده از ته
مطلب کامل
|
خاطره های خط خطی - وبلاگ شخصی شعر
ایمان سمرقندی
باران كه مي بارد ، چشمم پر از آسمان ِ توست آسمان پر از چشم من .
مطلب کامل
|
وبلاگ شخصی شعر
الهام زارع نژاد
دیشب به یکباره باران بارید و بهار سبزی اش را به رخ سیاهی شب کشاند زیر باران بی چتر ترین آدم دنیا بودم زیر باران رقصیدم با سایه درختان پریدم تا قدّ آسمان بی ماه و بی مهتاب زیر باران ستاره شدم پررنگ تر از هر شبتاب...
مطلب کامل
|
کودکانه های رفته - وبلاگ شعر
بیا نشانه های بودنمان را بکاریم میان همین خاک هرزه ، شاید امیدی سبز شود ...
مطلب کامل
|
کارل گوستاو یونگ و روحانیت عصر جدید (فلسفه و روانشانسی و نقد)
فی ذات گرایی را می توان یکی از گرایش های فکری و فرهنگی دوران معاصر تلقی کرد. در فمنیسم، به ویژه فمنیسم پست مدرن، زنانگی و مردانگی را به عنوان دو ذات یا طبیعت از پیش مشخص انکار می کنند. زنانگی و مردانگی، علیرغم اینکه تا به این حد مسلم، و ازلی و ابدی به نظر می رسند، اما می توان از تاریخ پیدایش آنها در اثر ارزش گذاری های فرهنگی و تربیتی سخن گفت. نویسندگان پست مدرن غالبآ تمایل دارند با نشان دادن تاریخیت پدیده ها، ذاتی دانستن آنها را انکار کنند. از زمان افلاطون تا هگل فلسفه به سمت توجه بیشتر به تاریخ پیش رفته است. ایده آلیست های آلمان تاریخ گرا بوده اند. صرفنظر از هگل، در توصیف فلسفه شلینگ نیز گفته شده است که او دائما امر تاریخی را به امر طبیعی و امر طبیعی را به امر تاریخی تحویل می کرده است تا شاید پویا بودن مرز بین امر مثالی و امر واقعی را نشان دهد. هوسرل در میان متفکران معاصر سعی کرد جایگاه امر مثالی را اعاده کند. اما یکی از انتقادات دریدا به او دقیقآ در همین نکته است: اگر امر مثالی، همان امکان بازگشت مکرر باشد، (چنانکه هوسرل می گفت) مرز بین امر واقعی، و امر مثالی یا امر زمانمند و امر بی زمان، محو و مخدوش می شود
مطلب کامل
|
ستاره هذیانی - وبلاگ شعر و اخبار ادبی رشت
مزدک پنجه ای
همه ی ریشه های من در این باغچه است و این ریشه ها آنقدر عمیق در خاک فرو رفته که جز به ضرب تبر نمی توانم از آن جدا بشوم. وطن من اینجاست. به جهان نگاه می کنم، اما فقط از روی این تخت ِ پوست . دیگران خود بهتر می دانند که چرا جلای وطن می کنند. من اینجایی هستم، چراغم در این خانه می سوزد. آبم در این کوزه ایاز می خورد و نانم در این سفره است. اینجا به من با زبان خودم سلام می کنند و من ناگزیر نیستم در جوابشان « بن ژور» و « گود مرنینگ» بگویم .
از « کتاب شعر » احمد شاملو گردآوری، تصحیح و تدوین: هیوا مسیح
مطلب کامل
|
نیزار (در گستره ی فرهنگ)
پیام سیستانی
سر ساعت (غزلی از دهه ی هفتاد)
وقتی که نيامد گل گندم ، سرساعت بر سنگ زدم سر ، چو سر ِخُم ، سرساعت
ای "خيل ِ" تماشاگر ِ بر دارْ زدن ها برخويش زدم نيش ، چو کژدم ، سرساعت
"خيلی " همه بر فرش خيابان: گل مجنون گويی همه در باور ِهم ، گم ، سرساعت
دردا ! همه بودند بجز " غائله سر کن " در همهمه ی جنگ وتفاهم ـ سرساعت ـ
ديدم ـ به سر عشق قسم ـ دستِ خدا را در پستوی زلف گل گندم ، سرساعت
گفتم بنويسيد : اگر عشق خطا بود بهر چه خدا آمده مردم ! سرساعت
مطلب کامل
|
وبلاگ سه زبانه ی شعر و زبانشانسی (فرانسه - انگلیسی - فارسی)
نوید نادری
Alicante
Jacques Prévert
une orange sur la table
ta robe sur le tapis
et toi dans mon lit
doux présent du présent
fraîcheur de la nuit
chaleur de ma vie
اليکانت
پرتقالي روي ميز
پيراهنت روي قالي
و تو در بسترِ من
سوغاتِ شيرينِ اوقات
سرماي نيمشبي
گرماي هستي من !
مطلب کامل
|
دورنما - سایت شعر معاصر و ادبیات فرانسه
مریم جلالی فراهانی
Guillaume Apollinaire شعری از گیوم آپولینر :
تنها در برابر توده های یخی از پای در آمده از فرط پیری! تنها با طنین یک نام و ترس از روز و ترس از شب همچو دو خواهری پیوند خورده در سیه روزی که ایستاده بر پل رویا برای هم دست تکان می دهند، برای هم دست تکان می دهند! و همچو سنگ بیچاره ای که از انتهای دریاچه ی تاریک بارها از دست های کودک زیبای بی رحم بر عمق آب فرو افتاده اینچنین می آساید، با قلبی پر اندوه، عشق عمیقی در گل و لای راکد خاطرات
ترجمه مریم جلالی
مطلب کامل
|
ماهی سیاه کوچولو - وبلاگ نوشته های ادبی و شعر
سمانه زمانی
دوباره مسخ
و این بار ، در جدارِ سنگهایِ آتشکده ای ویران ، بنا شده به دستِ پیروانم در سده هایِ نخستِ نبودِ هجریِ من ، عمود روئیده ام در امتدادِ افق . هنوز وحیِ تو جاری در انزوایِ رگ برگم . در انتظارم ، شاید چوپانی ، گله اش را به چرا می برد در این حوالیِ دور . شاید به یاد بیاورم چگونه زیستم ؟ شاید به یاد بیاورم که هرز نیستم ...
مطلب کامل
|
نشریه ی ادبی دومینو - شعر ، دساتان ، مقاله
Domino
مرا ببخشید که این قدر فشرده ام
این تا تو روز. به نام یک روشن مثل خودم. این تا تو را نداشت وقتی که نه پاک می شوم. نفر اول است مجموع خودم
امیر قاضی پور
مطلب کامل
|
به سین - همه چیز از یک "سین" شروع شد
حمید تقی آبادی
همانقدر که نوشتن درباره تکثر و تنوع شکل های جهان سخت و دشوار است، به همان اندازه هم بازگو کردن روایت یکسانی و انفعال صداهای جهان سخت و طاقت فرساست. وقتی قرار شد به سفارش حوزه ی هنری خراسان حاشیه ای یا یادداشتی بر روند شکل گیری شعر دهه ی هفتاد خراسان وارتیاط آن با شعر دهه ی هفتاد کشور بنویسم، می دانستم، کار سختی پیش رو دارم. سختی این کار هم از دوجا آب می خورد؛ اول اینکه باید به ناچار از بام پرهیاهو پرسرو صدا و متکثر انواع صداها و شکل های جهان در دهه ی هفتاد به حیاط خلوت شعر این دهه ی خراسان نگاه می کردم که گنگ نویسی های رایج در آن باعث شده بود اهالی ساکن در ان عمومن سرشان گرم کار خودشان باشد و به هیاهوی پشت بام های همسایگان توجهی نکنند و آنها را به قول شاملو « غوغائیان» و« تماشائیان» بدانند.
مطلب کامل
|
آسمان ریسمان - وبلاگ شعر
احسان
«شعر خط زدن ، شعر خط زدن»
«وقت است خط بزنی اول خود اين «خط زننده» را وبعد گوينده را: «براهنی» را.
خطش بزن! زدم.
حالا به او بگو: آن را که خط زدن نتوانی چيست؟
آن را که خط زدن نتوانم نيست! «دنيا» تمام خط زدنيست. «آقای» خط زننده خود نفر اول٬ «خط» هم!
«خط» می زنم، و می زنم را هم٬ «می» را خط «می»زنم٬ تنها«زنم» می ماند! آن «ميم »«ميم» چيست؟ آن را هم خط می زنم. آن« ام» را هم، می ماند «زن»٬ و آن« تو»يی که «من» را در «تو» نگاه داشته است. فهميدم! «من» را خط می زنم.»
«دکتر رضا براهنی»
مطلب کامل
|
باغ در باغ - وبلاگ شعر و ادبیات ایران و جهان
خلیل پاکنیا
لارش گوستاوسون یکی از چهرههای سرشناس ادبیات سوئد است. از او تاکنون دهها رمان و مجموعه شعر منتشره شده است. او شارح دشواریهای زندگی با دیدی فلسفی و تئوریک است. رمانهای گوستاوسون از ساختی فوقالعاده آگاهانه بهرهورند و شعرهایش لغزیدنی است آرام میان روزمرهگی و فلسفیدن «استکهلم، تابستان ۱۳۶۷، محمود داوودی»
تورین- سوم ژانویه ۱۸۸۹ نبشِ ویا کارلو آلبرتو
هنگامی که شب بر نیچه ظاهر شد به هیئت اسبی بود داروین، شارکو، لئوپاردی همه در جستوجویش بودهاند در جستوجوی حیوانی چشم درشت و غمگین که از پا افتاده اسیر دورن آدمی بود و هیچکس نامش را نمیدانست هنگامی که شب بر نیچه ظاهر شد به هیئت اسبی بود اسبی با چشمان زرد و دندانهای بیشمار و لبانی که از درد مچاله بود او دید و یکباره در آغوش کشید حیوان، انسان و شب را
مطلب کامل
|
POET ONLINE - وبلاگ شعر معاصر و نقد ادبی
وقتی برای اولین بار در اتاق، دفتر کار یا کلوپ پشت صفحه ایی جادویی نشستید که شما را برای مدتی نامعلوم وارد فضایی مجازی کند چه احساسی داشتید؟ وقتی برای دومین بار دراتاق، دفتر کار یا درکلوپ پشت صفحه ایی جادویی نشستید که برای حالت شگفت زده ی خود واژه ای کشف کنید چه موقعیتی داشتید!؟ وقتی برای سومین باردراتاق، دفترکاریا در کلوپ پشت صفحه ایی جادویی نشستید که موقعیتتان را مشخص کنید مطمئناً نه در رویای بین دوخواب بسر می بردید نه در سیاره ای دیگر و هیچ نقشی هم در هیچ فیلم علمی- تخیلی ایفا نمی کردید بلکه در یک متن مجازی وارد بازی دنباله داری شده بودید.
مطلب کامل
|
آخرين عاشقانه هايم ( شعرِ گفتار )
احسان رادفر
شعر : عبدالله پَشيو (شاعر كرد عراق) Abdullah Pashew
ترجمه : احسان رادفر و ن . ناهيد
از مجموعه يِ آماده چاپِ : آخرين عاشقانه هايم در تبعيد
اگر سيبي بود...
سيبي اگر بود دو نيمش مي كنم ، نيم از آنِ تو و نيم از آنِ من . خنده اي اگر بود دو نيمش مي كنم ، نيم از آنِ تو و نيم از آنِ من . غمي اگر بود ، سهمي نداري ، همه را مي مكم چون آخرين نفس .
مطلب کامل
|
استوره - ادبیات و شعر
محمد لوطیج
به خوبی می دانیم جریان های شعری همزمانی در حرکت بودند که نسبت چندانی با پسامدرن نویسی ندارند . از سوی دیگر شاعران پر آوازه ای را می شناسیم که در این دهه سرگرم کار خویش بودند . به گواه شمارگان کتاب ها و شهرت نام و شعر شان ، بخش اعظم حافظه ی شعری را به خود مشغول داشته اند ، اما نتوانستند همتراز پسامدرن نویس ها ، محل نقد و خوانش و نزاع باشند .
مطلب کامل
|
بوطیقا - وبلاگ ادبی
امید بلاغتی
ابژکتیویته(Objective):این مسئله را نیما برای اولین بار در شعر ایران مطرح کرد.نیما در مورد ابژکتیویته و سوبژکتیویته(Subjective) بحثهای مفصلی دارد که جورکش در کتاب بوطیقای شعر نو با نگاهی نقادانه و قلمی توانا به شکافتن این تئوریها پرداخته است.به طور ساده منظور نیما از این دو واژه همین است که شاعر امروز باید به جای متکلم وحده که نوعی مونولوگ است،دیگران را در شعر خود به گفتگو در آورد.فرهنگ ملی ما در پشت هنر شعر بیشتر شبیه خطابه یی به مخاطب عزضه می شود.جامعه ما توان رسیدن به دیالوگ ندارد.به همین دلیل ما با نمایشنامه نویسی روبرو نیستیم .نیما ابن بن بست را سوبژکتیو می نامد:«به شما گفته بودم که شعر قدیم ما سوبژکتیو است.یعنی با باطن و عادات باطنی سر و کار داریم.در آن مناظر ظاهری نمونه فعل و انفعالی است که در باطن گوینده صورت گرفته. حرف های همسایه/نیما»
مطلب کامل
|
شب و شعر - گزینه ی شعر جوان
بایا میرصادقی
اسبها از رودخانه گذشتند از دشتها گذشتند از کوه و خورشید گذشتند و جایی آخر جهان به هیمههای برافروختهی آتش رسیدند به رنگ گردنبندهای عقیق زرد و سبز
مردها از آتش گذشتند از سایهی زخمهاشان گذشتند و از آتش به شب رسیدند و از شب به من رسیدند و تا غروب آفتاب رقصیدند.
Camel Mirkarimi شاعر جنگلی
مطلب کامل
|
هنوز هم پنج شنبه است - مجموعه ی شعر
ابوالفضل نظری
كه چطور مريم را با عطرش توي دماغ ام كشيدم و از پنجره / در رفتم / توي آلبوم عكس آدم / كه از برعكسي خودش در بهشت گرفته بود.
مطلب کامل
|
شعرآستان - در بدل از سایت ادبی ادیبان
وحید ضیایی
نگفته نیاید بی آباد ی خنّاق گرفتنِ آبله/ من در وداع می مکم/ من با طلسم می ماسم من زود زودانیم! .سی شعر را شنیده می خواند کسی/ به قتل می رساند من شعر را زنده به گور می کنم شعر نواله ی بی مویی ست که صبح را در مور مورکفل زنبور هایِ الاغی نقش می زند که همیشه به عشقِ چهار پا نگریسته است ._ بی گمان او هشت چیز است چیز هایی که ممکن است پا باش
مطلب کامل
|
با حسی به سرخی خون ایستاده ام
شاعر فقط برای خودش حر ف میزند شرط میبندم گوشه اتاق فقط عکس پنجره است حالا فقط بوق وخط ممتد یک دستگاه تنها نماد فاصله در ذهن شاعر است
مطلب کامل
|
مونآمو (ضد ضربهای عاشقانه ی یک موزيسين)
معجزه ی من کتاب مقدسی نیاوردم، مرده را زنده نکردم، رود نیل را نشکافتم اما با دوریت ساختم...
مطلب کامل
|
آدرس تازه ی وبلاگ بوی کاغذ
مهدی جلیل خوانی
غروبهای بیهنگام که پلهها را یکییکی و آهسته بالا میآیم، تپشهای قلبم شروع شده تا برسم. کافی است در بزنم؛ نه، نه... آنقدر حواسجمع هستی که به صدای پنجهی کفشها بر سنگفرش ِ گلباقالی ِ راهپلهها ــیا هر رنگی که هست: خاکستری با خالهای سیاه؟ در آن تاریک روشنا هیچوقت درست تشخیص ندادهام،ــ در باز میکنی و یکباره با چشمهایی شاد، همهی دلواپسیها را در من تسکین میدهی به آغوش باز.
مطلب کامل
|
وبلاگ ادبیات و فلسفه
ع- خاکسار قیری
نکته اینجاست که در کدوی تنبل هزار تخم است و در هر تخم هزار کدوی تنبل و این گردش مضحک ادامه می یابد ببین! تو چقدر می گیری این صندوقچه را تا فرودگاه حمل کنی؟ از این صندوقچه تا فرودگاه چقدر وضع حمل است؟ ( سیطره بر لتیوم ) چیزی نیست جز تششع اتم ها در فضای لایتناهی گمانم مجاب شده باش
مطلب کامل
|
The Last Gyzym of Consciousness - وبلاگ ترجمه شعر
حسین مکی زاده تفتی
کسوف دیگر هیچ شگفتی نمانده است زئوس قادر مطلق است و برایش عجیب نیست اینکه نیمروز را به شبی تاریک بدل کند نور را از شکوفه خورشید گرفته است و وحشتی سیاه بر آدمی مستولی است هر اتفاقی.. اتفاق نیست شگفت نیست این که اگر جانوران خشکی با دلفین ها به جستجوی چراگاه برآیند و حیواناتی که بر تپه های آفتابی لمیده اند به عشق امواج خروشان بر خیزند.
آرخیلوخوس
مطلب کامل
|
گاهی چیزی بنویس - وبلاگی در باری شعر و فرهنگ
وحید خلیلی اردلی
... آري اين خامه ي خميده ، از آن خمنده ي كمان عاشقي به اشاره چيزي مي گويد و قلم بر مي زند اما خود چشم برآوازهاي مولوي شناساني دارد كه بلبلانه اين ترانه هاي روح بخش را تكرارمي كنند. وبسا مي ترسم، صوت نازيباي اين شكسته ناي و خسته ني ،حق مطلب را ادا نكرده و قار قار قلمش شيفتگان آهنگ هاي شيرين را دلزده كند. پس بهتر است جلوتر نرود و تنها به ياد آوري ومعرفي شناسنامه اي گذرا ونيز روزشمار اتفاقات مهم زندگي آن بزرگ اكتفا كند وهمگان را به قدم زدن در كوچه باغهاي دلرباي آن ملاي ملاحت آفرين وسايه هاي فرح بخش باغ مثنوي دعوت كند. ...
مطلب کامل
|
شیاویز - وبلاگ شعر و اخبار دانشجویی
محمدرضا جعفری
من خوش- بخت ام خیلی زیاد چرا که یکی از آنان نبودم زنده ام و دارم شعر می نویسم خدا را هزار مرتبه شکر
مطلب کامل
|
کانون شعر هورامی - وبلاگ اختصاصی شعر معاصر هورامی
انجمن ادبی هورامی
شعر اين كلام مخيل عاطفه بر انگيز از دير باز مورد توجه همگان بوده است . رسانه اي كه به طول زمان سرگذشت داردو جهان متفاوتي را از گذشته تا كنون به خود ديده است. به طوري كه در گذشته ي آن مي توان سرنوشت و سرگذشت تاريخ ,جغرافيا,رياضي,نجوم,تعليم و تربيت,فلسفه و عرفان را يافت.رسانه اي كه بار ساير علوم رابر دوش داشته و اگرچه اشراقي و قلبي به آنها پرداخته ولي توانسته پابه پاي علوم عقلي غربيان گام بردارد.
مطلب کامل
|
چای تلخ - وبلاگ شعر
پژمان الماسی نیا
در ابتدای همان کوچه ی بن بست هر لحظه شماره می کنم احتمال بازآمدنت را ...
مطلب کامل
|
حد اقل چیزی برای شروع - وبلاگ شعر های ملیکا نقاشان
ملیکا نقاشان
من در خیال خود شعر ها می گفتم من در خیال خود می سراییدم و باز هم در خیال خود می نگاشتم چند سطری را ! فقط در خیال خود ...
مطلب کامل
|
شاعرانه های یک آه دم - وبلاگ اشعار حمزه صالحی
حمزه صالحی
سياه ...و عبور مداوم شن از شانهها و گلويم گذشته است وثانيههای صورتمبی ذرهای اميد به تمديد آرام آرام در چرخشی به اندازه ی شصت دقيقه ف ر و م ی ر ی زد
مطلب کامل
|
مکتوبات - وبلاگ اشعار طلیعه اکبری
طلیعه اکبری
خوش آمدی! چون دست بریده شده جای خالی ات بر شانه هایمان بود...
مطلب کامل
|
شعر نو ، داستان نو
محمدعلی خامه پرست
و تازه مادرم ميشد که در دو سالگي هفتاد و پنج سالگياش را به دوش ميکشيد و از ستون فقراتم عبور کرده بود عصرها خيال بخت خوشش را قدم ميزد و مثل قورباقهاي که به يک دايناسور نگاه ميکند پُر از تردد اميال واژگون ميشد
مطلب کامل
|
ایسیل - ادبیات و فرهنگ
پویا گلمحمدی
يك روز دوباره بلند بلند مي خندم يك روز كه خورشيد خودش را برهنه به من نشان مي دهد دوباره مي خندم و آن روز زودتر از چشمهاي توست من از خش خش برگ ها فهميدم رفتن،همان آمدن است كه در جايي ديگر اتفاق مي افتد
مطلب کامل
|
کوچ معنی من است - وبلاگ شعر
مهری محبی (مهرسا)
«آیینگی» غیر از آیینه است؛ منظور چگونگی ساخت آن است شاید. وقتی در آینه می نگریم آیا آینه چیز دیگری است و ما چیز دیگری؟! تا ما خود را در آینه می بینیم آینه را نمی بینیم و خود را می بینیم. وقتی آینه را می بینیم خود را نمی بینیم. «مرآت الله» مفهومی است که ما را گنگ می کند، ما تصویری هستیم که در آینه نسبت به صاحب تصویر وجود دارد.
مطلب کامل
|
بودنها نبودنها دگرگونيها ! - وبلاگ اشعار کاوه سلطانی
کاوه سلطانی
کودکي زير پله ها
مبهم و ترسناك مثل كودکي که صدايش مي آيد نميابمش اما ببرم گوشهايم را مثل ون گوگ ؟ بفرستم سگان خاموشم را پی اش بگردند ؟
مطلب کامل
|
اکنون میان دو هیچ - وبلاگ ترجمه های علی عبداللهی
علی عبد اللهی
Paul Celan -Die Halde پاول سلان نشیب
کنار من می زیی چون من : به کردار سنگی در گونه ی فرورفته ی شب . آه همین تپه ای یار که ما سنگها بر آن بی وقفه می غلتیم از جوباره ای به جوباره ای . نوبت به نوبت مدورتر . شبیه تر . غریبه تر . آه همین چشم مخمور که اینجا پریشان می پوید چون ما و تا درنگ کند در ما شگفت زده به یکی نظر می دوزد . ع.ع
مطلب کامل
|
چو ایران نباشد تن من نیاد - فلسقه و فرهنگ
مهران معمار زاده
به طور کلی ،فمینیست ها سه دسته هستند.۱-فمینیست های رادیکال :مشکل اصلی را در مرد سالاری می بینند .انها به ایجاد فضایی برای زنان و ساختن فرهنگی برای انان می اندیشند.۲-فمینیست های سوسیالیست مشکل را امیزه ای از مرد سالاری و بهره برداری طبقاتی می دانند ،بنابر این انها با جنبشهای ضد سرمایه داری و حتا مردان ترقی خواه پیوند ایجاد می کنند.۳-فمینیست های لیبرال که می گویند نظام نیاز به اصلاح و قوانین بیشتر برای حقوق برابر دارد.
مطلب کامل
|
هواخوری - وبلاگ شعرهای مهرداد فلاح
مهرداد فلاح
گپی با نيما
شب همان شب است من دارم با من درد می کشم هنوز یکی چیزی از جیبش دیگری از چیزی فقط به جیبش با چراغ هم راهی نمی رویم تو داری با تو درد می کشی هنوز یکی از هزار یا از یکی هزار هم چنان که ما می رویم تا شما وازنا پیدا نیست او دارد با ندارد کار یکی که توی یکی می لولد تا همین جا هم زیادی قاصد روزان ابری ! داروگ! کی می رسد باران؟
مطلب کامل
|
ارتش دریدا - نشانه شناسی و نگرههای ادبی
مانی
. نشانه شناسي معمولا يك زمينه فرا رشته اي تلقي مي گردد كه از گرايشها و رويكرد هاي گوناگون و تعاريف فلسفي مختلفِ يك موضوع مشخص تاثير پذيرفته است . اما اين طرز تلقي نمي تواند صد درصد درست باشد . موضوع يك تحقيق نشانه شناختي لازم نيست چيز خاصي باشد : يك بنا ، يك مد ، يك متن ادبي ، يك اسطوره ، يك نقاشي و يا يك فيلم . هر چيزي كه در قالب يك نظام نشانه اي ) كه بر اساس كدها و قراردادهاي اجتماعي و يا فرايند هاي دلالت طبقه بندي مي گردد ( مي توان موضوع يك تحقيق نشانه شناختي قرار بگيرد .
مطلب کامل
|
ارتش دریدا - پساساختارگرایی ، شعر دیجیتال
علی ابدالی
خمیده تر از این پیپ روی نقاشی ات دراز می کشم و بر عکس این شعر پیکاسو را جمهوری می شوی نمی شوی یعنی بی اجازه ی این راوی حواپیما را توی آسمان حامله می کشی و روی این زمین کاغذی آدمی تروریست را بمب اتم می شوم اجازه آقای شاعر !! شما توی کدام کتاب مقدس مرا بمب اتم می شوی نه خانم ......من شما را عین این کلاغ می شوم - که توی این قفس خواب از سرش پریده -حالا تاریخ این جنون گاوی را شعر می شود و اصلا همین شما که توی این مانیتورزل زده ای شما مرا بی او تروریست می شوم .. نمی شوی؟!
مطلب کامل
|
باغ گمشده - وبلاگ شعر
شبنم آذر
هر شب، پيش از آنكه خيره شوم در چشمانش؛ پيشاني بسايم به سينه اش؛ گوشش فرا دهم در حسرت شنيدنش؛ فرا مي گيردم، مي راندم، و مي گريزد. مرگ را مي گويم.
مطلب کامل
|
ساغر سکوت - وبلاگی اختصاص یافته به معرفی مکاتب ادبی هنری
لیدا فخری
در اوايل قرن بيستم، گروهي از شاعران انگليسي و آمريكايي تحت تأثير مكتب سمبوليسم فرانسه مكتبي را در لندن بنانهادند كه در سال ۱۹۱۲ «ازرا پاوند» (۱۹۷۲ ـ ۱۸۸۵ Ezra Pound) آن را ايماژيسم ناميد. او كه شاعري آمريكايي ساكن لندن بود به همراه تي. اس. اليوت از پيشگامان و بنيانگذاران انديشه ايماژيسم محسوب مي شوند. و تامس ارنست هيوم (T.E.Hulme) به عنوان تئوريسين ونظريه پرداز اين مكتب بر افكار وعقايد تي.اس. اليوت وديگر ايماژيستها بسيار تأثير گذاشت
مطلب کامل
|
به خورشید سلام می کنم - وبلاگ شعر
نفیسه نواب پور
فقط به انتظار تو نشستهام ستارهها برفها را پارو میکنند و از من آدمبرفی میسازند.
میآیی، میدانم پیدایم میکنی و با اشارهی انگشتی آبم خواهی کرد.
مطلب کامل
|
بوی کاغذ - روزنوشتهای مهدی جلیلخانی در نقد ادبیات و فرهنگ
شما حتماً آن دختر ده ساله را دیدهاید که برای این که دوستاناش را به حرفشنوی از خود وادار سازد، موقعی که دیگر از عهدهی قانع کردن آنها برنمیآید، ناگهان رک و راست و با غروری غیرقابل توضیح میگوید: «چون من میگم» یا «چون من اینجور میخوام». او خود را برگزیده احساس میکند. اما روزی خواهد رسید که یکبار دیگر بگوید «چون من اینجور میخوام» تا تمام کسانی که حرفش را میشنوند از خنده رودهبُر شوند.
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر کهن ، داستان و شعر معاصر
رجب بذرافشان
“ من ” تازه به دنيا آمده است همين الان ؛ همين الان كه روبرو ، و يا … كنار دست اين خانم نشسته ام و تازه ترين شعرم پشت تريبون دهن باز كرده است آي ... انسان هاي ماشيني تعجب نكنيد اينجا همه شاعرند !
مطلب کامل
|
کوتاه نوشته های من - هایکو نویسی
نوین نبوی
نیمکت تنها
در انتظار بند آمدن باران و
هم نشینی تازه
مطلب کامل
|
بی هیچ ترسی از جاذبه ی زمین - نوشته های ادبی و حقوقی
مهری جعفری
ژوليا كريستوا نشانهشناس، فمينيست تئوريسين و روانكاوي با شهرت جهاني و درعين حال نويسندهاي خلاق و مورد توجه است. او در سال 1941 در بلغارستان متولد شد و در سال 1965 به پاريس آمد؛ جايي كه در زندگي روشنفكري آن غرق شد. رمان او كه مورد اقبال عمومي قرار گرفت به نام «ساموراييها» سال 1990- روشنفكري آوانگارد پاريس را كه او در آن زمان به آن تعلق داشت تجزيه و تحليل ميكند.
مطلب کامل
|
بارووووون - یادداشت های هاشم کرونی
هاشم کرونی
هاشم کرونی - شاعر جوان ، گفت : اگر جشنواره بین المللی شعر فجر بخواهد همه شمولی خود را حفظ کند و پایدار بماند ، چاره ای ندارد جز آنکه همه طیف ها و جریانات و اتفاقات ادبی را پوشش بدهد .
مطلب کامل
|
ADAB FORMAT - وبلاگ شعر امروز ایران
حامد شکوری
کم و آهسته گفتی مهر
اثاث خانه نام تو را چید دور و برم
ای که مهر کنار تو شکل پیکر من
نمی دانم این حضور
خواب من است یا نبودن تو؟
مریم است زیر بالش خرما کنار زاییدن نخل
یا
اثاث نام تو ریخته در خانه دور و برم
کم و آهسته گفتی مهر
فرشته خانه دمید چارسوی پیکرم
ای که مهر کنار تو شکل زاییدن نخل
این بی کوچه پیکر کم
حضور نبودن توست
ای تو مهر به گاه بی گاهوارگی ام
(شیوا ارسطویی)
مطلب کامل
|
کلیجا - وبلاگ اشعار روجا چمنکار و دیگر زنان شاعر
روجا چمنکار
|
kundaliny - وبلاگ شعر
علیرضا آدینه
به دار سوگندش دادم بردار گفتنم اما مردی نمی گذشت تا زن حجاب بگذارد برداشت و قصه دیگر شد و زن بی شویش به دجله رفت و ... دامنش تر شد خوی کابلیم داشت بر می گشت و خواهر شراب خورده ام چوب فجیره را می خورد
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
فرشید جوانبخش
حرف که می زنی
شراب از سرگیجه ی آسمان می دوشم
مطلب کامل
|
ماه سنگ و بوی خاطره های دور - شعر و داستان
مظاهر شهامت
متولد پاییز سال 1345 در شهر رضی از توابع مشگین شهر هستم . تاکنون کتاب های مجموعه شعر « نخستین اشعار » در سال 1372 و مجموعه داستان « از مه و ماهستان فقط خواب های من » در سال 1382 ، را منتشر کرده ام . مجموعه داستان 13 در سال 1384 موفق نشد نظر وزارت ارشاد را برای انتشار جلب کند . و مجموعه شعر « از کنج چندم دایره » هم پس از چند بار رد شدن بالاخره مجوز گرفت و با تاریخ 1385 به وسیله انتشارات بوتیمار منتشر شد. رمان « آدمیان که در » را قرار است نشر ایلیا منتشر کند .در راه ارشاد برای مجوز است .
مطلب کامل
|
راوزانه های شیدا محمدی - شعر و داستان
شیدا محمدی
|
وبلاگی اختصاص یافته به ژاک دریدا
صبا نخجوانی
تفسیر زدایی بیش از همه این ایده را باطل می سازد که عقل تا حدودی می تواند از زبان صرف نظر کند و به حقیقت صرف و مستند دست یابد _ ایده ای که به نظر دریدا پندار غالب فلسفه ی غرب است . هر چند فلسفه تلاش می کند تا خصیصه متنی یا نوشتاری زبان را محو سازد ، اما نشانه های آن تقلا را در نقاط کور استعاره و دیگر راهبردهای بلاغی می توان مطالعه کرد
مطلب کامل
|
Akademia - وبلاگ شعر و فلسفه
صبا نخجوانی
چشمان مه گرفته ی اسب
را رج می زند نسیم
و تنی اریب که شلاق می خورد
تنها صدای رج زدن باد را شنیده است
مطلب کامل
|
شعر ساغر شفیعی
به چشم های تو شک دارم به آن نگاه ساده ی روستایی که باکره می نماید به ریه هایت مشکوکم عطر پونه و بابونه از کجا آغشته به نفست - در دود و دم شهری - و دست هات که وانمود می کنند جوانه ی شعرند در هرزگی این همه علف می خواهی باور کنم؟ زبانت را گاز بگیر من به هرکس قسم بخورد شک می کنم
مطلب کامل
|
دیدار ها - گردآوری مجموعه اشعار کوتاه بیژن جلالی
دانستن تاریخ روز ها
به کار من نمی آید
ولی نمی دانم چرا
پای شعر هایم تاریخ
روز می گذارم
مطلب کامل
|
فوتوهایکو و شعرنگاره - وبلاگ اختصاصی هایکو و شعر مصور
زتک درخت
به
غربت
گلی هويدابود
که
سر به زانوداشت
مطلب کامل
|
نامــههایی به خــودم - تجربه در شعر گونه های کوتاه
کتایون آموزگار
دایره
پی سکوت می گردم
برای اندیشـه
پی ِ اندیـشه ها
در سکوت...
مطلب کامل
|
هوای آزاده - وبلاگ شعر
آزاده زارعیان
جنازه ی خرداد روي دست كاغذ باد مي كند واز تن برگهاي تعطيل خون مي ريزد درختان برگ مي خورند وقنداق قرمز روزهاي پابه ماه نام تير را درتقويم زنده مي كند
مطلب کامل
|
سرگشتگی ها - بازاندیشی در ادبیات و فلسفه
فرشید فرهمند نیا
گفته بودند که شهر عجیبی است ، مردمانش در گروه های سه نفره زندگی می کنند ، از غریبه ها خوششان نمی آید و راز عمارت های عظیم و تو درتویشان هیچگاه کشف نمی شود . عمارت هایی که از هر درآن ، هر کس فقط پنج بار در زندگی اش می تواند عبور کند . جهنمی است در محاصره کوه های سرخ و شن زار های داغ که در نفرین توفان های دائمی ته نشین شده است .
مطلب کامل
|
شیوه صفر درجه - وبلاگ فلسفه و ادبیات
افسانه حقیقی
بر برج بابل
زنانگی را به آسمان دادم
و ماه را گرفتم با سطحی پوشیده از سنگ لاخ های سخت
بر سینه گذاشتم
حالا مردانه کار می کنم
رانندگی
فروشندگی
بعضی روزها هم کارگر معادن عمیقم
مطلب کامل
|
نوشته های بکتاش آبتین
بکتاش آبتین
چندين درختم در خود آيا ؟ چندين پرنده ام در خود يا ؟ چندين شاخه ام كه دور خودم پيچيده ام آيا ؟ علاقه پرنده اي كه لاي شاخه ها گير كرده بود بود ؟! باور نمي كنم كه از راه برسي ميوه هاي رسيده را از تقويم برداري و چوب بزني به روزهاي قرمز تعطيل !
مطلب کامل
|
خیابان اردیبهشت - وبلاگ شعر و معرفی شاعران جوان
علی اصغر طاهری نیا
تو را به خدا
دیگر شعر های عاشقانه نگو!
من تهران را خوب می شناسم
عشق را سال هاست
در ظهیرالدوله دفن کرده اند
مطلب کامل
|
شعر لابه های من - وبلاگ شعر
اشکان چاوشی
آسمان که قسمت می کردند
سهم مستطیل ِروی حیاط ِما نشد ماه.
باب گردنت بود اگر...
مطلب کامل
|
گیجستان - وبلاگ شعر
فرزانه کاملی پور
شماره اي در سر انگشت چرخانيده ام تا كسي كه نيست گويي ،در انتهاي اقيانوس خفته يا سيم هاي به آخر نرسيده دنبال دنباله باد بادكها در باد . هياهوي دختر مدرسه اي ها شيرين، آنقدر كه دلزده مي شوي فرهادها لاشه هايي رها شده در خواب . ببخشيد آقا ! ميان انگورها تا صبح لرد ببندم بهتر است يا با هم از پله هاي گلخانه صعود كنيم ؟ آخر شماره اي در سر انگشتم هي نبض مي زند نبض مي زند .
مطلب کامل
|
پری چهارشنبه هام - وبلاگ شعر
بهرام کمالی
و اين شاخه های سياسی موهايت از انگورهای ته مانده ايست که صد ساله ی دلم را خون می گيرد تا به شرافت بوسه هايت بميرم...
مطلب کامل
|
نقطه سر خط چشمهایش - وبلاگ غزل
عبدالرضا کوهمال جهرمی
تو نيستي و اين در و ديوار هيچ وقت... غير از تو من به هيچ كس انگار هيچ وقت... اين جا دلم براي تو هي شور مي زند از خود مواظبت كن و نگذار هيچ وقت... اخبار گفت شهر شما امن و راحت است من باورم نمي شود، اخبار هيچ وقت... حيف اند روزهای جواني... نمی شوند ، اين روزها، دو مرتبه تکرار ، هيچ وقت... بگذار من شکسته شوم ، تو صبور باش جوری بمان هميشه که انگار هيچ وقت...
مطلب کامل
|
مداد زرد - وبلاگ شعر و گزین گویه
علیرضا نسیمی
كلمات انسان را به دنياي خر شدن هدايت مي كنند تكواجها در چراگاه ابدي سوء تفاهم هم پس جنون جاي ترس مي تمرگانيم مطميناً كه جنبش اين تن بميرد خيال لت و پار هاست چيزي اما بر شانه ي جنازه كشان مجبور زنده نخواهد رسيد بي سين!
مطلب کامل
|
کانون شعر صبا - وابسته به دانشگاه با هنر کرمان
بابا نان داد
درس ساده ای است
نان را
از هر طرف بخوانی
نان است
وقتی درس چوپان شروع می شود
کلمات بی طرف
ساده نيستند
گرگ را از هر طرف بخوانی
گرگ است
مطلب کامل
|
شعرفردا - شعرهای طیبه نیکو
طیبه نیکو
با قطار آمد از دهكدهاي دور ... بهار خسته و كوفته و خاك آلود نه كسي آمده از شهر به استقبالش نه كسي دنبالش گيج و تنها و غريب دود ، از آهنها بر ميخاست آه ، از آدمها با قطار آمد ، از دور بهار چمدانش را از روي سكو دزديدند!
مطلب کامل
|
کانون باران - وبلاگ معرفی شاعران جوان شیراز
کانون ادبی باران وحلقه ادبی بارون مخفل بچه های شاعر جوان شيراز است با باران می توانيد همگام با بچه های شيراز باشيد.
مطلب کامل
|
آوانگارد (وبلاگ سایت مانیها)
هومن عزیزی - مریم هوله
|
غزلسرا - وبلاگ غزل و نقد
صالح دروند
بر سینه ات نشسته دو تا دانه ی سفید موهات روی نرمِ دو لرزانه ی سفید آرام و سر به زیر کنارم نشسته ای یک تختِ صورتی وسطِ خانه ای سفید انگار تکیه داده به من حجمی از سکوت با شانه ام مُماس شده شانه ای سفید بعد از هزار سال ، در آغوشِ خالی ام بی ادعا رها شده پروانه ای سفید لبهای سرخ ، ابروی مشکی ست صورتت یک جفت چشم ِ قهوه ای و چانه ای سفید...
مطلب کامل
|
ادیپوس - وبلاگ شعر و فلسفه
کاوه بهبهانی
در این عشیره عجیبی که "جامعه" اش نامیده ایم هرگونه نوشتن و سخن پراکندن در باب "زن" و"زنانگی" همواره با گونه ای هراس همراه خواهد بود، زیرا هر آن خطری جدی نوشتار را تهدید میکند :خطر دفاع از "امر مبتذل شده" (The Absurd) و هرچه بیشتر معنا باخته کردن گزاره های بدیهی با تکرار جملات همان گویانه(tautologic) یا بی محتوایی(Substance Free) نظیر "زن انسان است" ،"زنان باید حقوق برابر با مردان داشته باشند"، و "به زنان همواره در طول تاریخ جفا شده است".
مطلب کامل
|
روزنوشت های سردبیر هفته نامه ی امید جوان
مسعود طالقانی
|
Anthology - به گزینی از ادبیات انگلیسی
"تک گویی در ساعت سه صبح"
خیال از هر بافه ای بهتر شکاف می خورد و خشم راه می گشاید خون زنده می دود، خیس می کند کاناپه، قالی و کف اتاق را و سالنامه با نقش مار مصونیت تو را تضمین می کند. که یک میلیون از این شهر سبز دوری. بهتر آنکه بی صدا بنشینی، خیالبافی کنی زیر روشنایی ستارگان با نگاهی خیره و مات با نفرینی که روزگار را تیره می کند بدرودها به زبان آمده قطارها رفته اند. و من با مضحکه ای سخت سرنگون شده ام از اریکهء پادشاهی ام.
سیلویا پلات
مطلب کامل
|
مجله ادبي داروگ
فصل نامه ادبي داروگ دانشكده مكانيك دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي صاحب امتياز و مدير مسئول: رضا مهرعليان
مطلب کامل
|
سردرنمی آورم - وبلاگ ادبی اجتماعی
علیرضا بازرگان
اتاق خواب آپارتمانی خریده ام با دو اتاق خواب یکی از آن تو یکی از آن من نخند ویرجینیا دوستت دارم
مطلب کامل
|
سخن تازه - وبلاگ شعر و ترجمه ی شعر
آرش توکلی
سيمها… شعر : فیلیپ لارکین ترجمه :آرش توکلی
گرداگرد فراخ ترین مرغزارها هم
حصاری برقی
هست
اگرچه که پیران رمه
خوب می دانند که نباید
به بيراهه روند
اما پيش قراولان جوان
رایحه آبهای زلال تررا
بو می کشند
نه تنها در اینسوی
بلکه حتی در آنسوی سیمها….
در پی آن
ناگهان به سیمهایی بر می خورند
که قساوت سلاخانه آنها
امانشان نمی دهند،
از آنروز ديگر
پيش قراولان جوان،پيران رمه اند
که برقی نهان
فراخ ترين احساسشان را مهار می کند….
مطلب کامل
|
کلوگری - وبلاگ اشعار خانم شاه حسینی
زری شاه حسینی
فرامرز دهگان
كتاب شعر كلوگري از خانم زري شاه حسيني با عنوان ياد شده بر روي جلد و سرلوحه اي از پاسكال تلاشي است براي گشايش دري تازه بر فلسفه ي جنون .
شاه حسيني در اين كتاب يك فيلسوف نيمه ديوانه است . يك زبان پريشان و اما يك فكر مستقل و يك انديشه ي محوري كه به كتاب انسجامي مثال زدني داده است . همين عامل به اضافه ي اتفاق بسيار ميموني كه در اين كتاب رخ داده است – اين كه خبري از توهم زبان زنانه نيست – شايد براي آنكه اين مجموعه شعر را كتاب بناميم و نه دفتر كافي است .
مطلب کامل
|
من لال - وبلاگ شعر
سیما بازیار
"ای یار!
ای یگانه ترین یار!"
در این سطور تاب مسطوری ام نیست
مرا چگونه نوشتی؟
که کلمات این چنین در جرح و تعدیلند
مطلب کامل
|
درنگ - وبلاگ شعر و قطعه های ادبی
مجتبی گل محمدی
نارنجی اين نارنگی را که میکَنَم پوست میافتد يادم که رفته است يادت بياندازم روسریِ نارنجیات را بپوشی که میافتد يادم به بهارنارنجهای شهری که بارِ ديگر دوست میداشتم و دوست میدارم تو را با روسریِ نارنجی بی روسریِ نارنجی
مطلب کامل
|
بی پلاکی های جنگی که نیامده - وبلاگ شعر
توی جبهه ها همه جبهه ها یک قبری هست که شاعر لاغری توی آن خوابیده این برای هیچ کس مهم نیست یکسری آدمند که توی بیابان می افتند و هیچ کس سراغشان را نمیگیرد آدمهای بی عرضه ای که قبل از آنکه بتوانند فرار کنند گلوله خورده اند. این هیچ خوب نیست این اصلا عادلانه نیست. آدمها بالفرض هم که بمیرند نباید توی بیابان بی پلاک بمانند. پلاک خیلی مهم است پلاک سرباز از تفنگش خیلی بیشتر ارزش دارد. یک کسی باید یادش باشد. یک کسی باید یادش بیاید...
مطلب کامل
|
خال ٍخالی
جواد رحمانی
گلادیاتورشوخی نداشت شِمر هم وقتی اون دوتا دست بریده افتاد تو چنگ نرون خون بود که جلو چشاش زانو می زد این شد که خنجر یه رنگی ِ من و بابات تو پهلویِ سزار به هم رسید درد ِ تو قصه ی ناتموم ِمن ِ إنقد ازاین فیلمای ِ هالیوودی نبین تمومش کن.
مطلب کامل
|
آرت میس - وبلاگ شعر و ترجمه
یک رویا بورخس
سه تن آن را می دانستند
زنی که معشوقه ی کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را می دانستند
مردی که دوست کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را می دانستند
زن به دوست گفت:
دلم می خواهد امشب با من عشقبازی کنی.
سه تن آن را می دانستند
مرد پاسخ داد: اگر گناه کنیم
کافکا دیگر ما را به خواب نخواهد دید.
یک تن آن را می دانست
و بر زمین کس دیگری نبود.
کافکا با خود گفت:
اکنون که آن دو رفته اند و تنها مانده ام
دیگر، خود را به خواب نخواهم دید.
مطلب کامل
|
برهنه شو - وبلاگ سروده های عاشقانه
مونالیزا
بگذار فراموش کنم تو چه هستی آه اکنون ديريست که فرو ريخته در من گوئی تيره آواری از ابر گران چون می آميزم با بوسه تو روی لبهايم می پندارم می سپارد جان عطری گذران آنچنان آلوده ست عشق غمناکم با بيم زوال که همه زندگيم ميلرزد چون ترا می نگرم مثل اينست که از پنجره ای تکدرختم را سرشار از برگ در تب زرد خزان می نگرم مثل اينست که تصويری را روی جريان مغشوش آب روان می نگرم شب و روز شب و روز شب و روز
مطلب کامل
|
شاید روزانه - وبلاگ شعر و روزنوشته های ادبی
راهآهن خطوط راهآهن اینجا موازی نیست
گاهی متنافر، گاهی متقاطع
اما با اطمینان گفته میشود
خطوط آهن شهر شما در قلب من به هم میرسند
گاهی دوراهیست
گاهی هم راهی نمیآید و خطوط بسیاری میروند
با تلق و تولوقهای سرسامآور
مطلب کامل
|
پچ پچ ماهی - وبلاگ شعر
مهرنوش ارپناهی
با شورش
بی شورش
زیتون مزه می کنم
هسته اش را تف می کنم
دروسط زمینی که مال پدرم نیست
و
نمی ترسم از تو که منفجر شده ای
در خواب دیشب من زمین
از تو هم نمی ترسم خدا
و به هیچ کس فکر نمی کنم
اما ... اما
تو که زیتون می اوری ...اصلا !.
مطلب کامل
|
تنها اگر دمی ... (وبلاگ شعر و یادداشت)
مهدیه عابدی
سنگ*
گفتند چرا سنگ گفتیم مگر در آن صبح غریب اولین نقش هاو کلمات را اجداد بیابانگردمان بر سنگ نتراشیدند. مگر کافی نیست که نانمان هنوز از زیرسنگ بیرون می آید وناممان شتابان می رود که بر سنگ نوشته شود. سنگمان را کسی به سینه نزد و سرمان تا به سنگ نخورد آدم نشدیم!
* ازمجموعه شعر کبریت خیس نوشته عباس صفاری
مطلب کامل
|
در ساحل باد - وبلاگ شعر
مسعود خالقی
نیمی از سنگ ها ، صخره ها ، کوهستان را گذاشته ام با دره هایش ، پیاله های شیر به خاطر پسرم نیم دیگر کوهستان ، وقف باران است دریای آبی وارام را با فانوس روشن دریایی را ، می بخشم به همسرم شب های دریا را ، بی ارام ، بی ابی ، با دلشوره فانوس دریایی به دوستان دور دوران سر بازی که حالا پیر شده اند ، فکرمی کنم یکی یا چند هم مرده اند . رودخانه که می گذرد زیر پل ،مال تو ، دختر پوست کشیده من به استخوان بلور ! که اب پیراهنت شود تمام تابستان . هر مزرعه و درخت ، هر کشتزار وعلف را شش دانگ به کویر بدهید به دانه های شن ، زیر افتاب از صدای سه تار من بند بند پاره پاره های موسیقی که ریخته ام در شیشه های گلاب و گذاشته ام روی رف یکی سهم به مثنوی مولا نا دو سهم به (( نی )) بدهید می بخشم به پرندگان رنگ ها ، کاشی ها ، گنبد ها به یوزپلنگانی که با من دویده اند غار و قندیل های آ هک تنهایی و بوی باغچه را به فصل هایی که می ایند بعد از من .
(وصیت ) بیژن نژدی
مطلب کامل
|
خرداد - وبلاگ شعر و گزین گویه
مثل شب در تاريكي اتاقم راه مي روم
مثل شب بد شده ام
مثل شب ترسناك
مثل شب از سايه بطري، از سايه در، سايه آنتن، سايه خودم، اشكال مهيبي مي سازم
مطلب کامل
|
قبل از مصرف خوب تکان بدهید - گلچین شعر امروز
علی خادمی
صدایت می کردم اگر
اناری شکافته در دست و
بعد از ظهر این حیاطی
که چندان هم بی ارتباط با ابدیت نیست
صدایت می کردم اگر
کسی در مویرگ های ملتهبم نمی گفت :
خوب که چه ، مردک احمق
انار
تنها انار می ماند
وکاشی ها آنقدر واقعی
که دهانم پر از خون می شود.
شعری از بهزاد خواجات – از کتاب ( چند پرنده مانده به مرگ )
مطلب کامل
|
شبلی... با من برقص (وبلاگ شعر و گزین گویه)
نامش
به اندازه ي هيچكس
ناخوانا نيست
نامش
نا
خوانا
ست
نامش
نام همه ي خيابانهاست
مطلب کامل
|
دازاین - وبلاگ شعر و ترجمه ی شعر
رضا مهرعلیان
گرگ و میش که جفتگیریشان تمام شود ما میمانیم و صدای پای تو که معلوم نیست تویی یا سایهی شوهرت
بوی باد میپیچد و صدای خاک روشنی میماند و ور رفتنش با تن تاریکی که روی تخت خوابیده به برهی گرگ شیر میدهد
مطلب کامل
|
مینای آبی
مینا حسینی
دوباره هیاهوئ درونمان را
تکیه می دهیم بر چوب دستی
و دوباره
در حوضی از برگ .وشبنم و لبخند
زیر چشمی به هم نگاه می کنیم
مطلب کامل
|
تارهای بی کوک - گزینه ی اشعار معاصر
روبینا
آن تیره مردمکها، آه
آن صوفیان ساده خلوت نشین من
در جذبه سماع دو چشمانش
از هوش رفته بودند.
" فروغ فرخزاد"
مطلب کامل
|
گلبرگ - روزنوشت های باران و منتخب اشعار دیگران
باران
کرکس
گرسنگیِ خویش را می کشد،
میان آسمان ِ
جمجمه ام در تمام آسمان و زمین
در هجوم به لاشه های به پشت افتاده
که دمی بعد باید برای زندگی برخیزند و گامی بردارند
مسخره ی پاره - تنی که شاید هنگامی به کار آید
که از گرسنگی ِ کرکس، آسمان و زمین همچون لاشه ای شده باشند.
(ساموئل بکت)
مطلب کامل
|
فرزندان ایران زمین - درباره ی ادبیات و فرهنگ
مطلبی چند درباره گوته (شاعر آلمانی) از اواسط قرن هجدهم بود که این نهضت آشنایی با افکار و عقاید و ادب و فلسفه شرق، در اروپای غربی آغاز شد.فلاسفه و متفکرین در جستجوی زندگانی غیراروپایی بودند و بر اثر سفرنامه های سیاحان بزرگ اروپایی که به آسیا سفر کرده بودند مورد علاقه و استقبال فراوان قرار گرفت. و بر همین زمینه آشنایی داستان های کوچک و رمان ها و نمایشنامه ها و اشعار و کتابهای مختلف درباره شرق انتشار یافت. گوته هم در آن سالها به ایران سفر کرد و با شاعران و متفکران آن از جمله حافظ که کتاب دیوان شرقی برگرفته از شعرهای اوست آشنا شد.
مطلب کامل
|
شوق شاعری - وبلاگ شعرهای کوتاه
نیما تابان
چون گلی در لیوان
تنها بودی
در گرمای تابستان
نیما تابان
مطلب کامل
|
روژین - وبلاگ غزل
علیرضا گودرزی
آرزوهــــایم به چاهی بس عجیب افتاده است
قرعه ی ما در دل قومـــی غریب افتاده است
دشنه دشـنه سبز می شد کاش در حجم دلم
همچو آن نعشی که بر طرح صلیب افتاده است
مطلب کامل
|
پل - ادبیات ، فلسفه ، عرفان
بهمن و مهناز نمازی
پل تلاشي كوچك در زمينه اطلاع رساني در سه حوزه ادبيات فلسفه عرفان از طريق درج شعر،داستان،ترجمه،نقد،مقاله است.به هيچ انديشه خاص مرام و مسلك و گروهي متعهد نيست.اما به حرمتگذاري و احترام به باورها و انديشه هاي ديگران ملزم و متعهد است.
مطلب کامل
|
با شعر از انسان ...
عرفان رعایی
کلاه حصیری به سر تفنگ گلوله گراز . گراز ... گراز ... شادمانه خاک امسال را به توبره می کشند . مترسک به کلاه خویش شلیک کرده است . (عرفان رعایی)
مطلب کامل
|
دعای باران - وبلاگ شعر
حامد نوردی
تو رياضی ات خوب نيست
هرگز نخواهی فهميد
«خيلی دوستت دارم»
يعنی چقدر؟!
مطلب کامل
|
بار تحمل ناپذیر هستی - وبلاگ شعر و معرفی چهره های ادبی
اشکان
مرگ رنگ
ديرگاهی است كه در اين تنهايی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا میخواند ليك پاهايم در قير شب است رخنهای نيست در اين تاريكی در و ديوار به هم پيوسته سايهای لغزد اگر روی زمين نقش وهمی است ز بندی رسته نفس آدمها سر بسر افسرده است روزگاری است در اين گوشه پژمرده هوا هر نشاطی مرده است دست جادويی شب در به روی من و غم میبندد میكنم هر چه تلاش، او به من می خندد . نقشهايی كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود . طرحهايی كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود . ديرگاهی است كه چون من همه را رنگ خاموشی در طرح لب است . جنبشی نيست در اين خاموشی دستها پاها در قير شب است . (سهراب سپهری)
مطلب کامل
|
کروموزوم های نامادری بدجنس - وبلاگ شعر و گزین گویه
محمد مبلغ الاسلام
گفت : دریا شبیه یک پازل است ، تکه هایش هزار آکواریوم
مطلب کامل
|
خوابگرد - نگاه انتقادی سیدرضا شکر اللهی به فرهنگ ، هنر و ادبیات
سیدرضا شکراللهی
متن پیام سیمین دانشور اینک ادبیات به صورت لنز درآمده است ادبیات بیشتر لنز است تا آینه. اما اگر آینه هم باشد، آینهی تمامنمای هستی و جامعه و زیستگاه نویسنده است. اگر عوامل بازدارنده، از قبیل سانسور و حذفها و تغییرات کلی از طرف مسئولان نباشد و نویسنده بتواند حرف خود را از ته دل منعکس بکند، بایستی حرفی برای گفتن داشته باشد؛ پیامی که چشم و گوش خواننده را باز کند و او را ملزم نماید که شرف انسانی را پاس بدارد. خوشبختانه: هنوز گویندگان هستند اندر عراق / که قوت ناطقه مدد از ایشان برد، به شرطی که ناطقهي آنها مثله نشود و بتوانند گفتنیها را به صراحت بازگویند و نینوازی باشند که دلِ دلین خود را خالی کنند و قدرت آن را داشته باشند که بر دلها نشینند...
مطلب کامل
|
فرهنگ و ادبیات پارسی
حمید رضا شیرعلی
هنگامی که شاهنامه را از ديدگاه صور خيال و چامه نمايی ( جنبه ی تصويری شعر ) بررسی کنيم خواهيم ديد که فرزانه ی توس در اين راه به رازهايی پی برده که همگنان را از آن آگاهی نبوده است و چون به سنجش کار او با ديگر سرايندگان اين دوره بپردازيم خواهيم ديد که وی در يک يک گونه های چامه نمايی با چامه سرايان ديگر ديگرگونی هايی دارد که امروز ارج بی مانند شاهنامه گواه اين باور است .
مطلب کامل
|
تاریخ و ادبیات ایران زمین
محسن قاسمی شاد
اين تارنگار دربردارندهي نوشتارهاي پژوهشي درزمينه ي فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران زمين و نياکان ارجمندمان، مي باشد ...
مطلب کامل
|
به تو تکیه می زنم که ستاره حائل نیست
نیما عابد
اين روزها
با غريبه ای که در من می خواند
الفتی ندارم
می خواهم
به جای شعر
نام تو را بنويسم
تا دلم
بنشيند
و نگاهت کند
مطلب کامل
|
ادبیات امروز کرمانشاه
ها که می کنی بر شیشه ی مقابلت طرحی از هابیل و اسماعیل می نشیند پلک پنجره تا گشوده می شود ها که می کنی آسمان تن پوشی از پرنده می کند بر تن { در این پرده ی بی پایان} تفنگها حسرت می کشند بر روی تخته سیاهی که اسکلت معلمش لانه ی پرنده هاست
مطلب کامل
|
وبلاگ اختصاصی نخستین جشنواره ی شعر کوتاه کوتاه
اين جشنواره با هدف نگاه تخصصی به شعر کوتاه کوتاه و ايجاد بستری مناسب جهت رقابت فعالان اين حوزه و شناساندن اين نوع ادبی با همکاری اداره امور فرهنگی وزارت علوم تحقيقات فناوری و مجامع کانون های ادبی دانشجويان کشور برگزار می شود.
مطلب کامل
|
وهم سبز - وبلاگ شعر
ح. ملایی
درون رحم خوابيده است
كسي كه مي خواهد يك شبه زمين را به دو قسمت تقسيم كند
مطلب کامل
|
انجمن غزلنت - وبلاگ معرفی و نقد دیگر غزل پردازان
این وبلاگ قصد دارد وبلاگهای برتر شعر معاصر رو معرفی و در مورد محتوای آنها بحث کند .
مطلب کامل
|
مثل کسی که کیست - وبلاگ شعر
مونا زنده دل
هنوز ما را اهلیت گفت نیست. کاشکی اهلیت شنودن بودی. تمام گفتن باید و تمام شنودن! بر دلها مـُهر است و بر زبان ها مـُهر است و بر دل ها مـُهر است. مقالات شمس
مطلب کامل
|
شعر و احساس - وبلاگ ترانه
شایان نجاتی
شبي عطر ياد تو در کوچه پيچيد من از شعر پيراهني بر تنم بود به دستم چراغ دلم را گرفتم و در کوچه عطر عبور تو پر بود. و در کوچه باران چه يکريز و سرشار گرفتم به سر چتر باران کسي در نگاهم نفس زد
مطلب کامل
|
هفت ها - وبلاگ شعر و مقاله
مجتبی پور محسن
به همان دلیل که نگاه این افراد نزدیک به حکومت غیر واقعی به نظر می رسدقبول این واقعیت که اورهان پاموک به خاطر آثار ادبی اش برنده ی جایزه ی نوبل شده غیرمنطقی است.کیست که نداند پرداختن پاموک به نسل کشی ارامنه در ترکیه دلیل اصلی اعطای جایزه ی نوبل به این نویسنده ی ترک تبار است؟پرداختن به مسایل انسانی در آثار هر نویسنده جزو نکات مثبت کار او قلمداد می شود اما ملاک ارزیابی آثار ادبی نویسنده نیست.بر همین اساس نمی توان پذیرفت که در حضور نویسندگان برجسته در فهرست کاندیداها ، پاموک بدون دوپینگ سیاسی برنده شده باشد. خوشبختانه آثار اکثریت نامزدهای امسال در ایران ترجمه شده است. شکی نیست که هر انتخابی مبتنی بر سلیقه است اما انصافا آثار اورهان پاموک اصلا قابل مقایسه با رقیبانش هست؟
مطلب کامل
|
هارمونیا - وبلاگ موسیقی و متن ترانه
در اينجا يكي از نامههاي معروف شومان را به معشوقهاش، برايتان نقل ميكنم:
" كلارا، نميداني چقدر نامههاي قبلي تو مرا خوشحال كرد، آنهايي كه از شب كريسمس به بعد برايم نوشتي. بايد تو را با دوستداشتنيترين صفات صدا بزنم، اما كلمهاي دوستداشتنيتر از عبارت ساده «عزيزم» پيدا نميكنم. نكته در طرز بيان آن است. عزيزم، هنگامي كه فكر ميكنم تو از آن من هستي، اشك شوق از چشمانم جاري ميشود و اغلب از خودم ميپرسم كه آيا شايستگي تو را دارم. ممكن است تصور شود كه سينه و ذهن هيچ انساني تحمل ندارد تمام چيزهايي را كه در يك روز اتفاق ميافتد در خود جاي دهد. اين هزاران فكر، آرزو، غصه، اميد و شادي از كجا ميآيد؟ هر روز بدون استثنا اين جريان ادامه دارد. اما ديروز و روز قبل از آن چقدر خوشحال بودم! از درون نامههاي تو چه روح شرافتمند و چه ايمان و چه عشق سرشاري به بيرون ميتابيد!
مطلب کامل
|
وبلاگ مجله ی شعر
مصطفی محدثی خراسانی
مجله شعر علاوه بر شماره هاي معمول خود كه به مسايل متنوع پيرامون شعر مي پردازد در آينده بنا دارد دو ويژه نامه با محورهاي هاي زير منتشر كند لذا از شاعران و منتقدان و صاحبنظران ارج مند دعوت مي شود مطالب مربوط به محورهاي مشخص شده را كه مايلند در ويژه نامه منتشر شود ارسال كنند.
مطلب کامل
|
گل کو - وبلاگ شعر
دختر بچه اين منم كه در خانه هايتان را ميزنم اين منم كه در خانه هايتان را يكي يكي ميزنم مرا نميتوانيد ببينيد مردگان به چشم ديده نميشوند....
از روزي كه در هيروشيما كشته شدم ده سالي ميگذرد ولي من هنوز هفت ساله هستم كودكان مرده بزرگ نمي شوند
اول موهايم آتش گرفت بعد چشمانم گر گرفت و سوخت يك مشت خاكستر شدم خاكسترهايم در هوا پراكنده شد...
از شما براي خودم چيزي نمي خواهم كودكان مرده نمي توانند آب نبات بخورند... اين منم كه در خانه هايتان را ميزنم خاله ...عمو...فقط يك امضا ميخواهم (امضا كنيد) كه كودكان نبايد كشته شوند (امضا كنيد) كه كودكان بايد بتوانند آب نبات بخورند..........
ناظم حكمت
مطلب کامل
|
شعر معاصر ارسنجان
محمد حسین نعمتی
شعر معاصر ارسنجان پنجره ای برای نمایش و معرفی اثار شاعران و نویسندگان دیار ادب پرور و فرهنگ دوست ارسنجان امیدوارم با نظرات خود ما را در هر چه پر بار تر کردن این صفحه یاری نمایید . محمد حسین نعمتی
مطلب کامل
|
نرمه واران ( شعر كردي كرماشاني )
جلیل آهنگرنژاد
آيا شعر كُردي آن دهه مي توانست مجموعه اي از پازل هايي باشد كه تشكيل دهنده ي يك نظام زيبايي شناختي دلخواه نوانديشانه باشد؟ اگر براي آن مقطع زماني پاسخ بيشتر اين پرسش ها منفي است ، پس كدام زمان و دهه اين پرسش ها را مجموعاً جواب داده است ؟پيش از آن كه به مدخل پاسخ ها گام بنهيم ، لازم است ذكر شود كه آنچه اين بحث را مي تواند توجيه كند و به سوي مسيري خاص هدايت كند ، تعصب و علقه هاي احساسي نيست بلكه واقعيتي است كه با به وجود آمدن متن هاي قابل تأويل در بستر زبان و ادب كُردي ( شاخه ي جنوبي ) مجال بررسي يافته است. اينمتن ها كه پس از دهه ي هفتاد جدي تر از پيش خودنمايي مي كنند ، مي توانند بحث انگيز و قابل نقد و بررسي باشند.
مطلب کامل
|
مینا - وبلاگ شعر و گزین گویه
امروز زندگی را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاری بكن! نگذار كه به آرامی بمیری... شادی را فراموش نكن!
پابلو نرودا
مطلب کامل
|
ashika - وبلاگ شعر
فرزانه مرادی
این پاره های من است در دستمالی اتاق ...
مطلب کامل
|
تازه های ادبی - وبلاگ آخرین اخبار مربوط به شعر و ادب
همچنین سعی شده علاوه بر شعر شاعر، آثار و سال تولد و محل زندگی هر شاعر نیز ( تا آنجایی که در اختیار بوده) به این مجموعه اضافه شود دوستانی که اشعارشاندر این مجموعه هست می توانند اطلاعات تکمیلی را از طریق کامنت یا آی دی وبلاگ در اختیارما قرار دهند. از تمامی کسانی که در طول مدت این یک سال و نیم برای ماشعر فرستادند و یا به هر نوعی در تکمیل این مجموعه کمک کردند.
مطلب کامل
|
بزرگراه شعر و داستان
محمد حسین ابراهیمی
یک نقاشی به رنگ حرفهای نگفته اش...
منم که کشتی به پا می کنم
بادبادک می پوشم
و در گوشواره هایم سیب های گاز زده دارم
مطلب کامل
|
خط خطی - وبلاگ شعر
الهام یزدی ها
با دستان گره کرده به هم و سرش به ستاره ای خورد حالا ستاره خون بالا آورده بالا بالای پشت بام نگاه هم که می کنی می گویند برف می بارد...
مطلب کامل
|
به آفرید (ادبیات رادیکال) - وبلاگ شعر
شقایق زعفری
تیمور چنگیز اسکندر مهم نیست کدامشان زودتر آمدند مهم رقص است من در آغوش آنها با خاطراتی از جنگهای جهانی وقتی هیتلر میان بازوهای آفتاب سوخته ام مظلوم ترین پسر دنیا می شد...
مطلب کامل
|
پرده ناتمام - وبلاگ غزل
فاطمه شمس
بوی عادت گرفتهام اینجا، بوی سرگیجههای طولانی اتــفـاق بــدیست میدانـم، اتــفاقــی شبـیه ویـرانـی فکر کردن به هیچ و پوچ و غزل شـعـرهــایی شبـیـه استــفـراغ روی کاغذ ... کتاب ... دفــتـرچه روی انــگـیـزههـای انـــسـانـی کرکر خــنـدههای مـرده و سـرد شــر شــر بیتـفـــاوت بـــاران عابران مست و خیس و سرگردان در پــی کــافــههــای عـریـانی
مطلب کامل
|
آوارستان - وبلاگ شعر
مازیار عارفانی
مادر دستش را با تمام چین و چروک ها از توی طشت رخت بیرون می آورد
و من به آسمانی نگاه می کنم که
پرنده هایش چمدان هایشان را بسته اند
مطلب کامل
|
نوشته های شخصی قاسم رضادوست
رضادوست
راستي متفاوت يعني چه؟ آن هم در شعر؟ مثلا يعني اين بيت خواجه:از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من كسب جمعيت از اين زلف پريشان كردم.آيا هر خلاف آمدي هنري است .در ضمن صاحب سبك بودن يعني چه؟خب به ما آموخته اند نوآوري در معاني وبيان.خب حالا بياييد بيا نديشيم چرا امروزه هر شاعري مي خواهد صاحب سبك باشد ؟ شما امروزه اگر با هر شاعري صحبت كنيد خواهيد ديد خيلي سر سختانه به شعري كه مي گويد پابند است وشعر خود را هم بهترين شعر دنيا مي پندارد اما آيا واقعا همين گونه است؟پس دليل افت نشر وفروش كتاب چيست؟چرا شعر امروز هيچ جايگاهي در نزد مردم ندارد؟دليل اول همين دوستان شاعر هم هميشه اين بوده كه ما از مردم جامعه جلوتريم .اين ادعاي بزرگي ست .همانگونه كه ادعاي گفتن شعر متفاوت.وهمانگونه كه ادعاي متفاوت بودن.
مطلب کامل
|
بیرون تر از نگاه - وبلاگ شعر
حقیقی
خیابانی که دور می کشد محله کفاف زندگی پدر نمی دهد پدر هر شب ته خط مسافر می کشد دربست زندگی مان در قسط های جاماند مادر در آرتروز می پوسد
مطلب کامل
|
براده های عشق - وبلاگ شعر
مریم قدیانی
اگر سياه بودم جمجمـــهام را به سگهاي گرسنهي محله ميبخشيدم شراب چشمانم را به كام سوسكهاي فاضلاب چادر سپيد نمازم را به موشهاي سياه انبار
مطلب کامل
|
تمام فوت ها را شمع کن - وبلاگ شعر
آزاده نیکویی
داشتي مي رفتي كه بر نگردي اما جاي پاهات صورت برفها را سوزانده كلمه هايي كه روي سطرهاي يخزده قدم مي زدند آخرين بار ترا به شكل تازه اي از دوستت دارم ديده بودند
مطلب کامل
|
رنگ زندگی - وبلاگ شعر و نقاشی
هدی نخجیری
یک بار دگر آمد تا تاب وتوان باشد صد بار دگر گم شد در متن پریشانی
مطلب کامل
|
دفتر شعر با عنوان : آرواره هاى سخافت
تکتم افشنگ
با ارواح مردگانم وداع می کنم پیش از آن که با سیلی تو به یادشان آورم. پرندگان و مردان دائم الخمر شب را می شکافند.
مطلب کامل
|
ماتیک - وبلاگ شعر
اسماعیل احراری نوری
کشف شاعرانه ي من دختري که يک شبه ازفرم خارج شده نه غزل نه سپيد نه نيمائي دختري با چشمهاي مدرن و پستان هاي پسا مدرن دختري که مي خواهد زنده بماند دختري که حالا گيسوانش کمي سپيد شده!
مطلب کامل
|
کانون شاعران جوان کرج
سال نو سال جدید چرمی پلاستیکی عوض می شد. با کفشهای ملی نو میشد پدرم از در می آمد . پدرم از پا در می آمد .
مطلب کامل
|
خودکار کم رنگ - وبلاگ شعر و نقد
برزو علیپور
يوسف در خواب لو رفته و
پرينت نجوايش جلوي ميز عزيز.
كه سند باد خليفه را با چراغ جادو كند و
با قطار سريع السير
روياي زليخا را به ابوالهول برساند.
مطلب کامل
|
جنبش ادبیات پست مدرن آنارشیسم
مانی
به يك شرمنده ام اكتفا مي كني به يك موزيك زيباي فرانسوي سيمونه برژوا ، چون چرا چهار راه ولي عصر را دوست داريم به ني ني اعتصاب و دوباره به همان كوچه هاي مردد نه اينبار تو آزادي كه هرجا خواستي غنچه كني
مطلب کامل
|
برف - وبلاگ نقد ادبی و شعر
جواد اکبری
نتيجه اين دگرگوني در دهه هاي آغازين تا دهه 40 و 50 ظهور و شكوفايي قدرت هاي بزرگي در ادبيات ايران بود كه نمونه هايش صادق هدايت، بزرگ علوي، صمد بهرنگي، غلامحسين ساعدي و مهم تر از همه نيما يوشيج را مي توان نام برد. از دهه 30 به بعد شور و نشاط انقلابي گري كه بيشتر زاييده ي اشتياق به مفاهيم انقلاب كبير فرانسه آزادي، برابري، برادري و انگيزه هاي چپ مايل با اشتراك عمومي منافع ملي و تقسيم عادلانه ثروت در بين روشنفكرهاي آن دوران بود به نوعي جبهه گيري توام با احساسات غليظ آزادي فكر و قلم كه البته حالا چندان پخته به نظر نمي رسد سبب پيدايش نوع خاصي از ادبيات متعهد شد كه هر چند جرياناتي غير متعهد هم مشغول فعاليت بودند اما در برابر جريان متعهد و ايدئولوژي زده نه حرفي براي گفتن داشتن و نه توان رقابت با اين نگاه مسلطي كه هر لحظه فراگير تر و قويتر مي شد.
مطلب کامل
|
نامه ارداویراف - وبلاگ شعر و مقاله
فرید هاشمی نسب
رسالت تصویر در شعر امروز نه در واژه عام شعر چه باید باشد؟ حصار دهه ها را که بشکنی و از میان انبوه شعر ها و داستان ها که بگذری ؛ شاید زمانی می رسد تا قلم را به کاغذ فشار دهی که تصویر در نثر داستان و یا نثر در خدمت شعر که حتمآ نثری نباید باشد چه فرق می کند و اگر فرقی ندارد و می توان در هر حالت به خدمت گرفته شود چه نیاز به ایجاد ژانر ها ؛ قالب ها و تقسیم بندی ها و......و وهایی که دغدغه ات می شود . از چرای مخاطب خسته ي نبودها ؛ نیستها و نخواهد بودها که بگذری امروز دیگر نیز چند سطری بیش ازکتابی که در صفحه نخست با خطی شکسته عنوان تقدیم به فلان شاعر که حوصله نمی کند چند سطری بیش از شعرهایی را بخواند که تقدیمش گاهی هم شده اند . چرا ؟
مطلب کامل
|
جغرافیای آب های حوض - وبلاگ شعر
نیما حسینی نیا
کافکا از لای کتابش سرک می کشد این را از وهم کتابخانه دزدیده ام شاعرم و این حق مسلم من است که در را قفل کنم اینجا رو ی تنهاییم شناورم چیزی تا قیامت نمانده ومن هرشب خدا را کتک می زنم
مطلب کامل
|
رابطه در دوران قاعدگی
محمد حسینی مقدم
ما شعرای زیادی در غرب داریم که اشعارشان موزون و مقفی است ودر عین حال در بین آثار پست مدرن طبقه بندی می شود. اتفاقا این یکی از چیزهایی است که باعث می شود شخصا به آن طرف آب حسادت کنم چرا که به این سطح از شعور رسیده اند که بفهند پست مدرن بودن یا نبودن یک کار ربطی به قالب آن ندارد. برای نمونه در انتهای مطلب تنها به چند شعر پست مدرن غیر فارسی بسنده می کنم اما اگر کسی خواست مثالهای زیادتری هم هست که می توانم برایشان ارسال کنم. درضمن بنا به ضرورت برخی شعرها تخلیص شده است که می توانید برای دسترسی به کل شعر به منابع معرفی شده رجوع کنید.
مطلب کامل
|
غزل پست مدرن
سید مهدی موسوی
همگان خوب می دانند که هزاران بار به این سؤال تکراری و کلیشه ای جواب داده ام و داده اند. از من که غزل پست مدرن را دوره ی گذار و وضعیت پارادوکسیکال روشنفکر امروز در جامعه ی مدرن زده می دانم و اعتقاد دارم اتفاقا « غزل پست مدرن » شدیدا مدرن است!!! تا دوستان جوانی مثل محمد حسینی مقدم که اعتقاد دارند ساخت شکنی فقط در ساختاری از پیش آماده ممکن است و اتفاقا فقط قوالب کلاسیک می توانند پست مدرن باشند!! و در پست جدید وبلاگشان در مطلبی جالب و خواندنی به معرّفی و درج چند « غزل پست مدرن » غیرفارسی!! دست زده اند تا مخاطبان ما بدانند که این جریان منحصر به ایران و شعر فارسی نشده و در تمام دنیا سابقه دارد...
مطلب کامل
|
کوتاه نوشته های معاصر - بهگزینی از سروده های معاصر
تو بوی نان تازه می دهی مولود باکره! و باد از بزاق آسمان شاید خیال خشکیده ی این بوته ی خار بن را تر کرد. چه کسی می داند،دل دریا عالم است - سید علی صالحی
مطلب کامل
|
سکوت شکسته - وبلاگ شعر
نیما بهزادی
منتظر چه هستی؟ فردا هم مثل امروز است؛ و امروز مثل هر روز. روزهای تکراری نمی گذرند، ما در يک روز تکرار می شويم.
مطلب کامل
|
بر نیامد از تمنای لبت کامم - وبلاگ غزلواره و اشعار کوتاه
با هم که هستیم سه نفریم من و تو و بوسه جدا که می شویم ، چهار نفر . . . تو و تنهایی من و عذاب
مطلب کامل
|
جمهوری شعر
اسماعیل مهرانفر
مرا هم به فهرست
اضافه کنید
بوی دنیا
جنین را
برداشته .
مطلب کامل
|
وبگاه رسمی شعر امروز خراسان
شعر جوان خراسان با تكيه بر غناي ادبيات كلاسيك فارسي و فرا چشم داشتن ادبيات معاصر جهان با گذار از مرحله تجربه به سويي ميروند كه فضاهاي جديدي را به روي شعر معاصر كشور بگشايند. وي درباره ارائه راهكارهايي جهت بالندگي سريعتر شعر جوان گفت: ما خراسانيها به دليل نجابتي كه جبلي ماست متاسفانه يا خوشبختانه در جشنوارههاي عمومي و كشوري كمتر حاضر ميشويم به همين دليل بسياري از چهرههاي پيشتاز شعر ما چندان شناخته شده نيستند. استاداني از قبيل: محمدباقر كلاهي اميري، غلامرضا شكوهي، رضا دبيري جوان، تقي خاوري و ... كه داراي شان ارجمندي در عرصه ادب فارسي ميباشند.
مطلب کامل
|
ما بی چرا زندگانیم - وبلاگ شعر نیمایی
الف. همیشه غایب
بی خود از وسوسه های شب و ... دلگير سکوت می گريزد ز همه مرغ مهاجر شب و روز می رود تا ته لالايی يک رود صبور می نشيند به هوای عطش عمق درخت دل به آغوش نسيم باد در بال و پرش می لولد ...
مطلب کامل
|
دید - وبلاگ شعرهای کوتاه و کاریکلماتور
حامد نیکبخت
دخترک انگور من فرمان بوسیدن سینه های تو را وقتی می دهم که جهنم را میان دو فصل اندامت برگزینم
مطلب کامل
|
نارنجابی - وبلاگ شعر
سهیل پاشازاده
و من هنوز تو را مثل " تمام شد مشق شیم " دوست دارم مثل ستاره های رنگی که چفت می خورد به سفیدی دفترم { و شب را نیز کشته بود }
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر و مقاله
سهراب رحیمی
غم در انتظار بوسه ای ست
آهِ مدرن
ابدیت، آهن ربایی ست به قیمت عشق
حافظه ی زیبا، شعر می گرید
و پسر بچه مضطرب است
وقتی قهوه، روح را ملاقات می کند.
مطلب کامل
|
سروده ها و ترجمه های آرش اله وردی
فکر می کنم این حالاست که می توانم شعری بگویم
چون وزیرا که زیاد خورده ام غم از اتاقم می گویم:
پرده دارد
پنجره دارد
تخت خواب دارد
همه چیز دارد الا پدر
مطلب کامل
|
آینه زارغزل
سعید یوبال
غزل در اصطلاح شعراي فارسي ، اشعاري است بر يك وزن و قافيت ، با مطلع مصرّع كه حد معمول متوسط ما بين پنج بيت تا دوازده بيت باشد و گاهي بيشتر از آن تا حدود پانزده و شانزده بيت ، و به ندرت تا نوزده بيت هم گفته اند .اما از پنج بيت كمتر چون سه چهار بيت باشد مي توان آن را غزل نا تمام گفت و كمتر از سه بيت را به نام غزل نشايد ناميد.كلمه ي غزل در اصل لغت به معني عشقبازي و حديث عشق و عاشقي كردن است و چون اين نوع شعر بيشتر مشتمل بر سخنان عاشقانه است آن را غزل ناميده اند؛ وليكن در غزل سرايي حديث مغازله شرط نيست بلكه ممكن است متضمّن مضامين اخلاقي و دقايق حكمت و معرفت باشد
مطلب کامل
|
وبلاگی اختصاص یافته به گزیده های شعر و دیگر نوشته های نیما یوشیج
سر شکستهوار در بالش کشيده ، نه هوايی ياريش داده ، آفتابی نه دمی با بوسهی ِ گرمش به سوی ِ او دويده ، تيزپروازی به سنگين خواب ِ روزانش زمستانی خواب میبيند جهان ِ زندگانی را ، در جهانی بين ِ مرگ و زندگانی .
مطلب کامل
|
هزار تو - وبلاگ نقد شعر و داستان
علی مسعودی نیا
گاهي فكر مي كنم كه غلظت شاعرانگي در آثار يك شاعر ، كاملن وابسته است به تلقي او از شعر .يعني كل اين كيفيت كلامي را مي توان يك عنصر منفعلِ منعطف گرفت ، كه نگاه آفريننده اش ، آن را در ظرفهايي متغيرالشكل مي ريزد و سياليتِ ظرف است كه موجب سيلان مظروف مي شود.حالا حساب كنيد كه ما اين ظرف را هر چه بي در و پيكر تر و بي حد و مرز تر بگيريم ، گستره ي انديشه مان ، يا لااقل بازتابهاي انديشه مان ، وسيع تر مي شود...
مطلب کامل
|
وبلاگ شعر
علی صالحی
بی پرندگی هيچ اتفاقی نمی افتد ، جز خورشيد و ماه و ابر و باد و برف و باران و گاهی رنگين كمان . حتٌی اگر قفلِ اين درهایِ هميشه بسته ، شكسته باشد باز هم از حضور ما خالی ست آسمان .
مطلب کامل
|
م.اندوه - وبلاگ شعر
جدال لبانم
با بوسههاي وحشيات
چون كشتيهاي بخار – درون قلبم سوت ميكشند
برگهاي زرد خورشيد هر غروب درون دستانم ميريزد
مطلب کامل
|
دلم به مهربانی ایام خونین بود - وبلاگ شعر و داستان
دیگر زبان باران بند آمد
و سیاهی از نفس افتاد
باران حضورت را مینوشت
و صورت رفتن
نهایت هیچ آمدنی از خودم نبود
در سکوتی کاغذی
نفسام خشکید
تا ضربان
به زانو درآید و لحظهی آخر
در قلبم مچاله شود
باران که ایستاد
صورتم از صراحت رفتن ریخت
تلخی از زبانم بند نیامد
و سیاهی از چشم تو نرفت
مطلب کامل
|
کلاغ روسفید - وبلاگ شعر و نقد ادبی
حامد رحمتی
تجدد در شعر نیما به واسطه کنار گذاشتن وزن صورت نگرفت تلاش نیما این بود که
پنجره ای بگشاید تاچشم اندازهای مطبوع شعر را از تصنع گویی وقید بندهای افراطی
برهاند در قیاس شاعرانی که در حوزه ادبیات قلم فرسایی کرده بودند آشنایی و شناخت
او باعث شد نهضت فکری شاعران به جهانی دیگر رهنمون شود.
مطلب کامل
|
وبلاگ مکتوب های خشتی - تحلیل ادبیات و فرهنگ با نظر به روش های مطالعات فرهنگی
با همه ی اینکه در ذهنم روال دیگری برای مکتوب های خشتی چیده بودم چنان که از آدرسی که با آن به اینجا می آئید بر می آید،اما جغرافیایی که امروز در آن به سر می بریم انگار قصد به بردن سرهایی کرده که به تن هایشان، خیلی هم می ارزند،برای همین هر چه خواستم نرسم به این سطر ها که در حضرت جامعه سر بر آورده اند و می آورند،نشد ،نشدننویسم کسانی که امروز در این جغرافیا می زیند اگر می زیندپس سازش کرد ه اند چرا که این جا هر کسی که نساخته،کارش را به تیر غیبی ساخته اند پس اگر زند ه ایم ساخته ایم و اگر فکر میکنیم حرفی می زنیم حتمن در چار چوبهایی که به ما اجازه داده اند به زبان و سطر می آوریم وگرنه سالها پیش باید شانه نشین می شدیم،از چین های این پیشانی نوشت حدودن طولانی که بگذریم:
مطلب کامل
|
وبلاگی اختصاص یافته به ادبیات انگلیسی
این وبلاگ آثار گوناگونی از تمامی ادوار ادبیات انگلیسی را به زبان انگلیسی انتشار می دهد. افزون بر این ، می توان مطالبی مربوط به ادبیات سایر کشور ها را نیز در آن به زبان انگلیسی مرور کرد.
مطلب کامل
|
وبلاگ ادبکده
دیشب اولین شب یلدایی بود که تنها به صبح رسوندمش. حس غریبی داشتم!!! دلم می خواست به جای اون چند تا شیشه آبجو، اون کاسه انار مادربزرگ یا یه بشقاب یخ در بهشت، آجیل محشر یا هندونه ی قاچ زده جلوم باشه. دلم می خواست به جای کازینو رویال و یا رمز داوینچی تکراری زل بزنم به صورت پدربزرگم و داستان ها و خاطراتش رو گوش کنم. یا با بر و بچه ها اسم فامیل بازی کنم! وای که چقدر دلم واسه ی همه ی این ها تنگ شده!!!!!!!
مطلب کامل
|
تازه های ادبی
اخبار و موضوع های جدید شعر و ادبیات / این سایت به شکلی گسترده اخبار مربوط به فعالیت ها و همچنین آثار منتشر شده در سایر مراکز ادبی و فرهنگی و به وبژه وبگاه های مرتبط با شعر را به همراه پیوند اینترنتی انعکاس می دهد.
مطلب کامل
|
زمستان است - وبلاگی اختصاص یافته به مهدی اخوان ثالث
در آن سالها اسماعيل خويي بر خيزش خشمي گواهي مي دهد كه دوزخ را ويران خواهد كرد: “دير يا زود\خشمي از دوزخ خواهد گفت:\”آتش”. نادر نادر پور اما، از آوازهاي كهنه دلزده است: ”در زير آفتاب، صدايي نيست... غير از صداي رهگذراني كه گاهگاه،\تصنيف كهنهاي را در كوچههاي شهر\با اين دو بيت ناقص آغاز مي كنند:\آه اي اميد غايب!\آيا زمان آمدنت نيست”؟ محمود مشرف آزاد تهراني به تداوم سياهيها شهادت مي دهد؛ به بيپناهيي كودكاني كه خوابهايشان خالي است: ”عروسكها را در شب تاراج كردهاند\... در شهر چهرهها را در خواب كردهاند”.
مطلب کامل
|
تا شقایق هست زندگی باید کرد
این وبلاگ اخبارمربوط به شعر معاصر ایران همچون آثاره تازه چاپ ، همایش ها و بزرگداشت ها و نیز سالروزهای مربوط به شاعران بزرگ معاصر را انعکاس می دهد.
مطلب کامل
|
وبلاگ اختصاصی انجمن ادبی فروغ فرخزاد
انجمن ادبی فروغ فرخزاد
این وبلاگ به طور مداوم و منظم به انعکاس دادن اخبار مربوط به فروغ فرخزاد می پردازد و نیز برگزاری همایش ها و سالروز های ویژه ی مرتبط با این شاعر گرامی گوهر را بر عهده دارد.
مطلب کامل
|
رخشاهان - وبلاگ شعر وگزین گویه
رسول رخشا
ميلاد بامداد
در حد همين که شعری و يادی از بامداد شعر امروز ايران هم بشود !
بايد چيزی نوشت ، زياد مهم نيست که چه نوشته شود
اصلن نبايد برای بامداد نوشت ،چون او آنقدر نوشتنی برايمان گذاشته
که از قضا همه شان هم خواندنی هستند
مطلب کامل
|
کلک پیرا
وبلاگ :کلک پیرا" ، کاری فرهنگی - ادبی و به همت تنی چند از دانشجویان رشته ی ادبیات انگلیسی.
مطلب کامل
|
وبلاگ « شعرستان خنج » | خیرالله فضلی
شلنگ این شاه رگ افتاد دست تو و یاس پاشیدی روی دکمه های رایانه وقتی که جستجوگر گوگل هم پیدات نکرد استکانها به هم خورد مادرم داد زد معتاد اینترنتی گونه هایم حالا حسابی بنده شما هستم بندر شدند و کشتی های کاغذیت همه غرق (کلیک رنجه بفرما) بیا تو ...
مطلب کامل
|
وبلاگ « کاریز » | ابوالفضل نظری
حلقهي گل حلقهي انگشتر حلقهي طناب و چند حلقهي ديگر درهم و برهم من با خودم
سايهام با چند سايه ی ديگر به عنوان نفرات برتر از لابهلاي حلقهها يك صدا تنها يك صدا دارم دارم من هر چه داشتهام پاي همين حلقه و چند حلقه ی ديگر
مطلب کامل
|
وبلاگ « Six Degrees Of My Inner Turbulence » | آرش حقیقی
یادمه یه افسانه ی اسکاندیناوی میخوندم که توش یه دختری بود که گله ای رو به غاری میبرد و اتفاقات عجیب غریبی براش رخ میداد.ولی هر کدوم رو برای مادر بزرگش تعریف میکرد میگفت مزخرف نگو دختر!
نهایتا قضیه به اینجا کشید که دختره با پسر پادشاه ازدواج کرد.جمله ی آخر داستان هیچوقت یادم نمیره.مامان بزرگه گفت:من که باور نمیکنم.دختره دروغ میگفت!
...
مطلب کامل
|
وبلاگ « طومار: شعرخوری بر وزن هواخوری » | لیلا فرجامی
چه کس می دانست که از درون سنگها، هنوز برگهایی سبز می رویند، و شما آن برگهای سبزید.
مطلب کامل
|
وبلاگ « آهنگ دیگر 2 ( شبانه ها ) » | مسعود فیروزی
حسي لزج بيتفاوتي دستهايت را آژير ميكشد ... پرده را كنار بزن تا از حجم اتاقت پر شوم وچشمهايت را با من ببند تا در نديدن تو يك لحظه نباشم ... درخت يك جريان ساده است چيزي كه حرفهاي من و تو را به هم ميرساند
مطلب کامل
|
وبلاگ « ما جماعت چاپلین ندیده » | بهاء الدین مرشدی
نمي دانم چرا هميشه حسي عجيب نسبت به احمد پوري داشته ام. آدمي آرام و صميمي. آن روز توي خيابان ولي عصر ديدمش از روبه رو مي آمد، آن قدر نگاهش كردم كه رفتم توي سيمان هاي پياده روي يي كه ماه هاست دارند مي سازند. و كمي آن سو تر از من رد شد. اصلا نمي دانم چرا حالا ياد احمد پوري افتادم. اورهان ولي را من با ترجمه ي احمد پوري دوست دارم . كتاب " تو خواب عشق مي بيني، من خواب استخوان " اين كتاب را مؤسسه ي انتشاراتي آهنگ ديگر چاپ كرده است. شعر زير از اورهان ولي است. ترجمه ي اين شعر را با احترام تقديم مي كنم به احمد پوري.
اورهان ولي ... پيراهني كهنه مي خرم پيراهني كهنه مي خرم و به خاطر ستاره ها پاره مي كنم. موسيقي غذاي عشق است. من موسيقي دوست دارم.
شعر مي نويسم. شعر مي نويسم و لباس هاي كهنه مي خرم. لباس هاي كهنه را مي فروشم و موسيقي مي خرم؛ آه اگر مي شد ماهي يي باشم در تنگ شراب...
مطلب کامل
|
وبلاگ « ارتباط » | حبیب شوکتی
دیوارهای راه راه
خورشيدهای صبحگاه
و شناشنامههای سوراخ سوراخ
آخ
آخ
۱۵ نوامبر ٫۲۰۰۶ روزویل کالیفرنیا
۸
گور جمعیی ما
گور جمعی از ما
با یک شناسنامه
و یک سکوت مشترک
۸ نوامبر ٫۲۰۰۶ روزویل کالیفرنیا
مطلب کامل
|
وبلاگ « رژی روی لب های جهان » | پویا عزیزی
شعرى از فيليپ لارکين برگردان :پويا عزيزى چيزى براى گفتن نيست !!
براى ادم هاى مبهم شبيه علف هرز براى خانه به دوشان در ميان سنگ ها کوتاه قدان چند چهره ى قبايل و خانواده هاى خسيس در شهر هاى ماشينى ى کوچک روى صبح هاى تاريک زندگى آهسته مى ميرد. شبيه راه هايى که از ساختمان جدا هستند دعاى اخر مقايسه ى عشق و پول راهى براى آهسته مردن است. روزى را به جست و جوى خوک و يا بر گزارى يک ميهمانى در باغ ساعت ها براى ثابت کردن گذشته صر ف کردن و يا تولد پيش رفتن است به سوى مرگ همان اندازه آرام. کمى شبيه گفته هاى مشهور اند هيچ چيزشان معنى نمى دهد ديگر انها ترک شده اند
مطلب کامل
|
وبلاگ « امير حسين تيكني »
جزيره خاموش كجاي اين تاريك خانه ايستاده اي که نمي بينمت كور كه نيستم اما كوري گرفته ام انگار1 لبخندت را در كدام اتاق پنهان كرده اي شالت را بروي كدام صندلي جا گذاشته اي روسري ات را به كدام باد سپرده اي كه خاكستري اينچنين فضا را پر كرده است ؟ !
مطلب کامل
|
وبلاگ « زنگ آخر جهان » | سامان بختیاری
خرو س خوانِ نگاهِ من بود و گيسوان خيس خورده از خورشيد و سرگرداني بادهاي مردادي با دردي که خلاصه اش من بودم از دندان شب نيافتادم از زني كه پيالههاي شراب به چشم داشت و عشق به نان سفره مي بخشيد از روز از غزل هاي خورشيدي مردي كه در انديشةی دستگيري رستمش بود تا آسوده بر شصتمين عصاي خود قوز بزند .
مطلب کامل
|
وبلاگ « بیتوته » | علی جهانیان
-« آدامس؟... صد تومن ... آدامس؟... » : « نه!... » - « خواهش میکنم ... همین یکی مونده ... بسته ی آدامس را روی زمین می گذارد و دستهایش را جلوی دهانش گرم میکند ... در پارک تصویر بزرگ صفحه ی نمایش جذبم می کند. صدای تیر، توپ، موشک ... و انفجار و تصویر بسته ای از بچه ای زخمی در روی تخت بیمارستان ... جمعیت دور و برم نفرین می کنند و اسکناسهایشان را با لبخندی در صندوق شیشه می می اندازند. بر می گردم ... دخترک آدامسها را در دستش جا به جا می کند، در حالی که مارک BOSS از بلوز دختری که در تصویر دیده بود در چشمانش جا مانده بود. (علی جهانیان)
مطلب کامل
|
وبلاگ « سایه های باد » | دیلم کتولی
می آیند، می روند با عطر سیب وسیگار بسته بسته فحش وُدهان دره های خمار از پک های عقب افتاده کودکانم قد می کشند به اندازه فحش ها صدای زود باش های پر افاده من که سرزنش های نگاه از زنم می زنم به بی خیالی های دروغ کِرم می شوم توی خیابان به اندازه توهین های باطل زیر هر روز می نویسم: « قسمت همين بود..»
مطلب کامل
|
وبلاگ « رضا فرمند »
شمس، سرانجام به چشمِ گودِ کیمیا افتاد! شمس، سرانجام در پیکر کبودِ کیمیا گم شد! * کیمیا، چشمهای در خود بود و تازگی اندامش، شمس را از کُمای عرفان بیدار کرده بود از این روست که شمس، خدایاش می خواست ببیند و نه دخترکی که دوستاش نمی داشت. * کیمیا، زندگی را خوب دریافته بود و به یاری علاالدین، بیگمان با واژه های داغ هوس نیز آشنا شده بود
مطلب کامل
|
شرح حال | سعید توللی
تنهائی جای پایش را عمیق تر و ماندن در این غربت لحظه های غرق در مرداب را شدت بخشیده
مانند شاخه ای خشک شکننده و چون عمر یک حباب لحظه های شیرین، کوتاه کوره راه خوشبختی، تاریک و متروک زمان در تسخیر پائیز و من همچنان در انتظار بهار ....
مطلب کامل
|
وبلاگ « پیپ قرمز »
" Apposition "
بدل – بیان
Apposition از صنایع بدیعی است که در آن دو جزء کنار هم قرار می گیرند که دومین جزء که برای تعریف اولی یا شناساندن آن است ، اول می آوریم . مثالی از این دست " همسرم ، پرستار مجرب ... " است .
Apposition یا بدل – بیان نوعی Hyperbaton یا شکلی از بی نظمی است که در آن روند جمله آشفته می شود .
با این که این تکنیک در نثر مدرن عمومیت دارد اما خاطر نشان شده است که به ندرت در نطق فی البداهه استفاده شده است که سعی دارد از Parenthesis ( معترضه گویی ) یا گزاره های پیرو استفاده ی بیشتری کند
در نطق های معمولی Apposition یا بدل – بیان هنگامی انجام می گیرد که فعل ها در گزاره های ثانوی حذف می شوند تا عبارت های توصیفی کوتاه تری را بسازند . مثلن در نمونه ی قبلی با به کار بردن این تکنیک بیان " همسرم که پرستاری مجرب است ..." خلاصه تر بیان شد .
مطلب کامل
|
وبلاگ : « جنازه های آرامش یافته » | محمدباقر حاجیانی
تو را
من
سینه به سینه
از پیراهنت گرفتم.
محمد باقر حاجیانی
25/8/1384
اصفهان
مطلب کامل
|
وبلاگ : « خیام وارونه ، در بطری »
کابوس نویسی ها (1)
سلام
حال همه ی ما خوب نیست. نگاهی که هر روز به درخت های خیابان می اندازیم دارد پیر می شود. سالی یا دو سالی یک چین یا تک توکی موی سفید روی پیشانی ما باقی می گذارد. انگار از سال های پر برف آمده باشیم یا از گرمای تابستانی چشم هایمان را تنگ کرده باشیم.
حوالی این روزها که از خیلی چیزها دور شده ایم، حرف های سنگینی است. این که نتوانی کتابی را که دوست داری تا آخر بخوانی بدون این که دستی بی اجازه ببندد. چشم هایم را می بندم و برای این ثانیه ها اشک می ریزم. ثانیه هایی که می گذرند و باز آب پای این درخت ها می رود. نهال کوچک انار را ببین که چطور بدون یک انار، حتی کوچک، تنها انار این باغ است.
مطلب کامل
|
وبلاگ : « ملکه سبا »
بابا نان ندارد
ایست گاه اول، سردمه! اتوبوس روی خیابون دراز می کشه کسی از پنجره سفره می تکونه نان، از اول و آخر بخونی بازم می شه: نان کاف از آخر بخونیم، با منی؟ - سردمه!
ایست گاه آخر، شما بلیط ندادید ؟ - شما بابا دارید؟
مطلب کامل
|
وبلاگ : « انجمن ادبی اشراق زنجان »
من به همان اندازه دورم که دارم برمیدارم فکری که تو را بلندبلند بنشانام نزدیک هفتشنبهای که یکشنبهها را یکه میخورد/ توی سرم ...
مطلب کامل
|
معرفی وبلاگ : آرامش در حضور دیگران
محمد باقر حاجیانی
به کلاغ های پیری
نگاه می کنم
که سالهاست
از کنار پنجرهات میگذرند،
من عاشق نشدهام.
به برفهایی فکر کردهام
که زمستانها
زود میآیند،
جوانمرگ میشوند
که من عاشق نشوم.
مطلب کامل
|
وبلاگ : « سارا شعر »
محمد حسین بهرامیان
ارسنجان همیشه سبز در استان فارس زادگاه من است . قسمتی از تحصیلات من در این شهر عزیز گذشته است. هم اکنون در شهرستان فسا ساکن می باشم و در دانشگاه آزاد استهبان و دیگر دانشگاه های استان دروس ادبیات فارسی را تدریس می کنم. سرودن شعر را از سنین نوجوانی آغاز کرده و در این مسیر از محضر اساتید مختلف سود جسته ام. علاوه بر اشعاری که در دو حوزه کلاسیک و نو در مطبوعات و نشریات مختلف از حقیر به چاپ رسیده است مقالاتی نیز در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی انتشار داده ام که تعدادی از این آثار در صفحات مختلف سارا شعر در دسترس دوستان قرار دارد. وبلاگ سارا شعر تلاشی است جهت ایجاد ارتباط با دوستداران شعر و ادب از یک سو و از سوی دیگر انعکاس و نشر سروده ها و آثار ارزشمند شاعران و نویسندگان کشورمان که خصوصا بر مورد اخیر تاکید تمام دارم. نزدیک به یکصد اثر از سروده های اینجانب در صفحات مختلف وبلاگ موجود است که غالبا سروده های چند سال اخیر می باشد. امیدوارم مجموعه این آثار مورد توجه و پسند شما عزیزان همدل قرار گیرد. در همین مختصر از تلاش های دوست شاعرم آقای هاشم کرونی که سالها پیش این وبلاگ با زحمات ایشان سامان یافت تشکر و قدردانی می نمایم. ضمنا هستی اسم دختر کوچک من است که وبلاگ هستی نامه درد دل های کودکانه اوست.از اینکه وبلاگ سارا شعر را برای گذران لحظات عزیز خود برگزیده اید سپاسگزارم.
مطلب کامل
|
وبلاگ « در آسمان شعر و ادب »
فرزانه بابائی
بهار درراه مانده چشم انتظار ماست تا کی به شکوفه بنشينيم تا کی جوانه ای از کنار خشکيده ترين شاخه حياتمان سر برآورد بهار در راه مانده ابری در چشم رعد ی در گلو وآرزويی
مطلب کامل
|
وبلاگ « نقد شعر »
بیژن باران
GRAFTS AND GARDEN She remained silent for a moment, then once again, the red apple which she had in her palm, she tossed into the air. The red apple spun for a while and came back.
مطلب کامل
|
وبلاگ « عطر قهوه،طعم تأمل »
وبلاگ جمعی
براي پنجشنبهها سپاسگزارم براي تمام پنجشنبهها كه عطرِ نان شدي و سيرم كردي براي تمام پنجشنبهها كه چاي صبحانهام را شيرين كردي
مطلب کامل
|
وبلاگ « يك سال ثانيه »
حسن فرامرزی
من يه کرگدنی رو می شناسم که قلبش يه گل سرخه
مطلب کامل
|
وبلاگ « مژگان بانو »
مژگان عباسی
دو پرنده بر فراز ِ شاخسار ِ سیب، ناگهان سه پرنده شدند! و خدا، عشق را اینگونه آفرید
مطلب کامل
|
وبلاگ « آدمک »
مرتضی قاسمی
عرض سلام دارم خدمت همهي دوستان عزيز، مثل تمام اين سه سالي كه در خدمتتون بودم، با اين تفاوت كه سلامها ماهبهماه شده ...
مطلب کامل
|
| |