اکتای رفعت (١٩١٤- ١٩٨٨)
پس از پایان تحصیلاتش در رشته ی حقو ق دانشگاه آنکارا، تحصیلات تکمیلی خود را در
رشته ی علوم سیاسی دانشگاه پاریس ادامه داد و سپس به آنکارا بازگشت و در ادارات
دولتی مشغول به کار شد. او به همراه ملیح جودت و ارهان ولی از بنیانگذاران «شعر
نو» ترکیه هستند، که در واقع مجموعه ی Garip بیانیه ی این حرکت از
سوی این سه شاعر بود. رفعت در ابتدای شاعری اش شعرهای فولکلوریک عاشقی را با حال و
هوای تازه ای به مردم معرفی کرد. شعرهای وی نمونه کاملی از قدرت و آگاهی شاعر در
زیبایی شناسی و شناخت شخصیت و موقعیت واژه ها و تعبیرهاست. اکتای رفعت به خاطر
شعرها و رمان ها و نمایشنامه هایش از سوی انتشارات Adam
چاپ می شد جایزه های ادبی بسیاری دریافت کرد.
از مجموعه شعرهای وی می توان به آثار زیر اشاره کرد:
١. زیستن و مردن
٢. شعرهایی برای عشق و
آوارگی
٣. مدیحه
٤. کلاغ و روباه
□
کسی دیگر
یک مرده ی آهنی از هم
می پاشد بدون هیچ حرفی
تنها در کوچه ای باریک
میان دریایی از بی
تفاوتی، لبخند می زند
لکه ای دور از دو رنگی.
آیا دود از خاکسترش برمی خاست حلقه
حلقه
دور از نابودی و تقسیمی
عادلانه
دور از آزادی و فقر
و بالاتر از این، برای
من و کسی که
به خاطر آزادی برمی
خاست.
عشق به هر نحو برگ
برنده ای می دهد.
AYLA
GEZINTI
Agaçlar ki atlar gibi ayak üstü
Uyurlar, baslarinda düs torbalari,
Dalgin, el ele geçiyorduk uykulu
Agaçlari. Bulutlari geçiyorduk,
O yerde ben gökte, el ele, göz göze,
Agir agir kayip giden bulutlari .
Döküyordu akçil, gümrah saçlarini
Denize, o yerde ben gökte, el ele;
Içiyordum yildizli, gecesel sütü
Dudaktan, omuzdan, en yüksek memeden
□
همسفر ماه
درختها مانند اسب ها به
راه می افتند
بر گرده هایشان بارهای
رؤیا
با پریشانی دست در دست
خواب آلود می گذشتیم
از درخت ها، از ابرها
می گذشتیم
او روی زمین، من در
آسمان فیروزه ای رنگ، دست در دست
می نوشیدم ستاره ها را
در سیلاب شیری شب
از لب، از شانه
به پهنای صدایی بلند از
پستان هایش.
BASKA BIRI
Ölü bir kente sürülmüs, tutuk
Sinsi bir sokakta tek basina
Sorumsuz bir denizde gülümser.
Bencil renklerden uzak, benekli
Külü esildi mi isil isil.
Her türlü sevgide yaprak veren
Dagitmadan, bölüsmeden yana.
Özgürlükten, yoksullardan yana
Baska biri durmadan ve kendi