آنجا که رزهای وحشی می
رویند
(ترانه ای از : نیک
کیو) ١
از این به بعد بنا دارم
كه به طور مختصر، در هر شماره ی وازنا ، ترانه ای را كه از نظر مضمونی و
ساختاری ، در آن نو آوری هایی انجام گرفته است ، معرفی كنم. شاید این كار بتواند
كمكی باشد برای ترانه سرایانی كه در روند امروزی ترانه سرایی به بن بست رسیده اند
و به دنبال فضاهایی تازه هستند.
نیک کیو (Nick Cave) خواننده ، ترانه سرا و آهنگساز بنام استرالیایی،
سالهاست كه در عرصه ی موسیقی راك فعالیت می كند. هر چند كه نحوه ی كار او تفاوت هایی
اساسی و چشمگیر دارد با جریان عمومی موسیقی راك. چه از نظر ریف ها و ملودی های
مورد استفاده و نوع آرانژمان و چه از نظر ترانه هایی كه می سراید. از این رو او را
باید یكی از موسیقی دانان صاحب سبك در عرصه ی راك دانست.ترانه ی مورد بحث در این
مقال ، در سال ١٩٩٧ اجرا شده است.نیك كیو در این ترانه از همكاری فوق ستاره ی موسیقی
پاپ استرالیا یعنی کایلی میناگ (Kylie Minouge) بهره گرفت و ترانه را به صورت دوئت با همراهی اركستر
مجلسی آدلاید اجرا نمود. گذشته از ظرایف موسیقایی این ترانه ؛ متن آن بسیار
جالب توجه و متفاوت است. مضمون آن مضمونی كلاسیك و بسیار رمانتیك است كه البته با
توجه به رویكرد نیك كیو به ادبیات گوثیك ، قدری خشن از آب در آمده.به ویژه در كلیپ
بسیار زیبا و متفاوتش ، تلفیق تصاویر با موسیقی ، كنتراست غریبی میان عشق و خشونت
ایجاد می كند.شگرد كیو در این ترانه منحصر به فرد است.او روایتی ساده را از دو زاویه
تعریف می كند:زاویه ی نخست ، صدای زن ، و روایت از دیدگاه زن و زاویه دوم ، دقیقن
همان روایت ، اما این بار از دیدگاه مرد. زن و مرد داستان ، تنها در یك جای ترانه
هم صدا می شوند و آن ترجیع بند ترانه است كه در آن تاكیدی بر استحاله ی دختر از
انسان به گیاه صورت می گیرد. استحاله ای كه در سه روز رخ می دهد. و در روز سوم با
قتل دختر به دست مرد ، پایان می یابد:هموسيقايي
□
ترجمه ی متن ترانه:
آنها ((رزِ وحشی))
صدایم می زنند؛
اما نامِ من ((الایسا
دِی)) ٢ بود
چرا مرا به این نام می
خوانند؟ نمی دانم،
چون نام من ((الایسا
دی)) بود
از نخستین روزی که دیدم
او را دانستم که یگانه است
خیره شد به چشمهایم و
لبخندی زد
لبهایش به رنگِ غنچه
های گلِ رز بود
از آن گلها که پایین
رودخانه می رویند ،
از آن گلهای وحشی و خون
فام
وقتی در زد و وارد
اتاقم شد،
رعشه ام آرام گرفت در
آغوشش
او نخستین مردِ زندگی
من بود ، و دستی نوازشگر داشت
اشکهایی که برگونه ام
جاری شده بود پاک کرد
آنها ((رزِ وحشی))
صدایم می زنند؛
اما نامِ من ((الایسا
دِی)) بود
چرا مرا به این نام می
خوانند؟ نمی دانم،
چون نام من ((الایسا
دی)) بود
دومین روز برایش شاخه گلی
بردم،
زیبا ترین بانویی بود
که به عمرم دیده بودم،
پرسیدم : ((می دانی که
رزهای وحشی کجا می رویند
به رهایی و شیرینی و
سرخ فامی؟))
دومین روز تنها شاخه ای
گل رز برایم آورد
گفت: ((می توانی اندوه
و شکستت را به من ببخشی؟))
آرمیده بر بستر، دستی
تکان دادم که: ((آری!))
گفت: (( به دنبالم می
آیی تا رستنگاهِ رزها را نشانت دهم؟))
آنها ((رزِ وحشی))
صدایم می زنند؛
اما نامِ من ((الایسا
دِی)) بود
چرا مرا به این نام می
خوانند؟ نمی دانم،
چون نام من ((الایسا
دی)) بود
سومین روز مرا به کنار
رودخانه برد
رزها را نشانم داد و
مرا بوسید
و آخرین حرفی که شنیدم
زمزمه ای جویده بود
آنگاه که لبخند زنان
زانو زد بالای سرم و سنگی در دستش بود
و او برآن کناره آرمید
و من گفتم: ((تمام زیبا رو یان باید بمیرند))
و بعد برایش آمرزش
طلبیدم و شاخه ای گل رز میان دندانهایش گذاشتم
آنها ((رزِ وحشی)) صدایم می زنند؛
اما نامِ من ((الایسا
دِی)) بود
چرا مرا به این نام می
خوانند؟ نمی دانم،
چون نام من ((الایسا
دی)) بود
Where The
Wild Roses Grow
They call
me The Wild Rose
But my name was Elisa Day
Why they call me it I do not know
For my name was Elisa Day
From the first day I saw her I knew she was the one
She stared in my eyes and smiled
For her lips were the colour of the roses
That grew down the river, all bloody and wild
When he knocked on my door and entered the room
My trembling subsided in his sure embrace
He would be my first man, and with a careful hand
He wiped at the tears that ran down my face
Chorus:...
On the second day I brought her a flower
She was more beautiful than any woman I'd seen
I said, "Do you know where the wild roses grow
So sweet and scarlet and free?"
On the second day he came with a single red rose
Said: "Will you give me your loss and your sorrow"
I nodded my head, as I lay on the bed
He said, "If I show you the roses, will you follow?"
Chorus:...
On the third day he took me to the river
He showed me the roses and we kissed
And the last thing I heard was a muttered word
As he knelt (stood smiling) above me with a rock in his fist
On the last day I took her where the wild roses grow
And she lay on the bank, the wind light as a thief
And I kissed her goodbye, said, "All beauty must die"
And lent down and planted a rose between her teeth
Chorus:...
پی نوشت ها:
١ .
این ترانه به صورت دو صدایی (دوئت) توسط نیک کیو و کایلی مینوگ اجرا شده. چون متن
آن به صورت مونولوگ های مجزاست برای مشخص شدن کاراکتر ها جمله های مرد با حروف
ایتالیک، جمله های زن با حروف معمولی و جمله های دو نفره با حروف بولد مشخص شده.