سه در چار
خنده هام راضی اند
با آرمانم هماهنگ شده
ارتفاع را سنجیده
پنجره ها را نیز شمرده ام
من کار بدی کرده ام
که اگر فرشته ها خبرش را بیاورند
دیگر برایم عکس سه در چار نمی فرستی...
□
گوش کلمه ها
گمراهم تا راهم
برای
دردم تا شعر
زیرا
به پوست شب معتادم
تا
مرا از خودت دراوردی
كجا گذاشتی
چرا دل می گیری
شماره با سراغ نمیگیری
پلك روی اسمت نریختم
چون
از كجا شنبه شدی با من
گوش همه ی كلمه ها باز
تا
من این دختر را دوست دارم
فهمیدی جناب خدا
گوش همه ی كلمه ها باز
چون از كجا شنبه شدی با من...
اردیبهشت 86 ابوظبی