
نام کتاب: نیمی از صورتت را عاشقم
شاعر: حسین شکربیگی
ناشر: انتشارات فراگاه
نوبت چاپ اول: ١٣٨٣
"نیمی از صورتت را عاشقم"، نخستین دفتر شعر حسین
شکربیگی است که در سال ١٣٨٣چاپ شده است. شعرهای مجموعه نو هستند و حول مرکز
ماه می چرخند:
اینجا
به غیر از ماه
مگر کس دیگری هم هستم
(ص. ٥٥)
راوی ماهی است که نمی خواهد کامل شود و نیمه ی تاریکش با بی
تفاوتی می گوید: من فقط یک راوی ام.
می توانست کاری کند
که یک قلب
گرم
گرم
یک صدا
زنده
زنده
نرود زیر ماشین اما
- من فقط یک راوی ام
می توانست
پنجره را باز بگذارد
که پرنده این همه نخورد به شیشه
و با پرهاش فرو
نریزد
- من فقط یک راوی ام
می توانست ...
می دانستم که چاه
الان
زیر پایش
دهان
باز می کند
کرد
کمک ،کمک ، کمک
- من فقط یک راوی ام
نیمه ی تاریک ، جاودانه است. زیرا هیچ صدایی حتی (کمک کمک
کمک) او را از فرم روایت جدا نمی کند . راوی فاصله ی دانستن و نتوانستن را در تاریکی
به سر می برد. تکرار در اغلب اشعار مجموعه دیده می شود. تکراری که سعی در جاودانه
کردن نیمه ای دارد که اغلب به شکل مخاطب (حتی دختر همسایه) ظاهر می شود. نیمه ی دخترانه
چنان قدرتی دارد که می تواند جای هر چیزی
را بگیرد هر کاری انجام دهد اما چنان دور از دسترس است که راوی برای داشتن آن حسرت
می خورد:
پیراهن تو / بتابد
تا من
به بند رخت خورشید
خیس را
بیاویزم
هنوز حسرت پیراهن تو در تن من است
نگاه کن که چگونه
چین می خورم و
چروک می شوم
چین می خورم و
چروک می شوم
دارد کم کم بیشتر سردم می شود
پیراهنت را بده
من بپوشم
شاعر با بازی های زبانی
قصد عبور از تجربه های حسی و معنایی را دارد:
هی پررنگ تر می شود
پررنگ تر می
شود
رنگ ، تر می
شود
باران دختر می دود و
هی قشنگ تر می شود
قشنگ تر می شود
قشنگ ، تر می
شود
" خسته ام " می میرد
دیگر من که پا گرفته با باران
هی
پررنگ تر می شود
هی قشنگ تر می شود
و شعری که من بسیار دوست داشتم:
از پرانتز
از ماه
پنجره های زیادی را پرانتز باز
نگهداشته
ام
اما همیشه
آخر سر
دستی
(ماه را به روی من )
و من تا می آیم
ماه را از اول
زمین زود می رسد به روز
پنجره های زیادی
در من
فراموش می مانند