معرفی کتاب

فروغ در میان اشباح. منوچهر آتشی. تهران 1382
نشر آمیتیس 102 ص
شاید پرنده بود که نالید
یا باد ، درمیان درختان
یا من که در برابر بن بست قلب خود
چون موجی از تاسف وشرم ودرد
بالا می آمدم
و از میان پنجره می دیدم
که آن دو دست، آن دو سرزنش تلخ
وهمچنان دراز به سوی دو دست من
در روشنایی سپیده دمی کاذب
تحلیل می روند
ویک صدا، که در افق سرد
فریاد زد
( خداحافظ)
آتشی ( زن بودن فروغ را نخستین زمینه ی آماده وفراهم برای جوششی عصیانی – انسانی به انگیزه ی رهایی از سلسله ی انقیادها واستبداد طولانی ودراز آهنگ ذهنیت مرد سالارانه ) در جامعه ی خود می داند. از این رو او را از نخستین زنانی می پندارد که خیلی زود به اسارت زن پی می برند. شورش نخستین فروغ برای رهایی از بند ورسیدن به آزادی در سه کتاب اسیر ، دیوار و عصیان به چشم می آید . کتابهایی که بعد ها شاعر ، آنها را کارهایی ( احساساتی ومزخرف) و( تصویر سرگردانی ها و جستجو های طولانی ) خود می داند
بسیاری هستند و بودند که فروغ ( اسیر .دیوار وعصیان ) را شاعر می دانند. وبسیارانی دیگر ،تنها (تولدی دیگر) و(ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) را، با شقه کردنش از گذشته ی او ، شعر فروغ می دانند. این تفکیک ، فروغ را در معرض نوعی ابهام قرار می دهد ونمی گذارد ما چگونکی رشد وتحول شعر فروغ را، از همان شعر های سست اولیه، تا آخرین شعر بزرگش ، به درستی پی بگیریم.
فروغ از اسیر تا تولدی دیگر راهی طولانی را پیموده است. راهی که در آن نبوغش با وضعیت شعر زمانه و کمبود پشتوانه ی اندیشه، مجال آن را نیافت که زودتر پوست بترکاند. شعر فروغ ، شعر محتواست . محتوایی وام گرفته از جانی بی قرار ومدار وتکه پاره ، در لحظات مختلف.
نویسنده باورمند این مهم است که ، فروغ با رها شدن از اروتیسمی که با زبانی نا تمام در میان سرگشتگی های شاعر وبین مضامین سست ومعمولی در رفت و آمد بود، به تولدی دیگر رسید. دفتر شعری که بشارتگر ( معاصر شدن فروغ وشخصیت شعری او ) است که از همان سطر اول ، بدرود با گذشته را اعلام می دارد:
آن روز ها رفتند
آن روزهای خوب
آن روز های سالم سرشار
آن اسمانهای پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر....
آتشی می گوید ، محور های متحرک شعر فروغ را می توان از بسامد واژه های مشخص در یافت ، اما وی در منطقه ای خاص در شعر قرار گرفته که با معیار های متداول نمی شود کلیات شعر وی را مورد بررسی قرار داد. آتشی از باور های اعتقادی و دلبستگی های مذهبی شاعر می گوید، اعتقادی که در سایه ی جبر اجتماعی- سیاسی، مسیرش را حرکتی به خلاف جهت داده است . تمامی شعر های تولد دیگر از آیه های زمینی به بعد، شعرها به بیان صمیمانه ( آیه های زمینی اند) چرا که این آیه ها را روشنفکران جهان صادر کرده اند وبعد در صدق آن وامانده اند. چیزی مثل مضامین شعر های الیوت، که اخلاقا مسیحی بود.ولی حوادثی که به فروپاشی مسیحیت و اخلاق مسیحی منتهی شدند ، او را به سرودن شعر هایی واداشت، که ظاهری ارتدادی ولی بن مایه ای اعتقادی دارند .
توماس الیوت حدودا پنجاه ساله تجربه هایی را از سر گذرانده که فروغ سی ساله ای که در ایران ودر جامعه ای نیمه روستایی ، نیمه شهری زیسته ، که جز تاریخ آشفته ی پشت سرش با مسئله ی غامضی رو به رو نبوده ، چگونه جهان موجود را - حتی آینده – را این قدر عقیم وخنثی می بیند براستی این تفکر نیم فلسفی ، نیم شاعرانه در کجای شخصیت هنری فروغ است ؟
آنگاه
خورشید سرد شد
وبرکت از زمین هارفت
حتی شعر( سرزمین هرز ) الیوت هم چنین وحشتناک آغاز نمی شود
وسبزه ها به صحرا ها خشکیدند
وماهیان به در یاها خشکیدند
وخاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
نویسنده می نویسد: فروغ بعد از آشنایی با ابراهیم گلستان و اخوان نقبی به دنیای روشنفکری زده ، بی آن که نگرش فلسفی خود را در هیچ جمعیتی ثبت کند. در شعر های ( تولدی دیگر) و (دیدار در شب )این دگرگونی و بازیابی شاعر بخوبی مشهود است و از سویی دیگر نیز ، علاقه به فداکاری فوق انسانی اش در فیلم ( خانه سیاه است) آشکار می گردد. فروغ در تولدی دیگر از بطن عشقی دیگر زاده میشود ودر ( وهم سبز ) به خود کاوی روی می آورد. فروغ به بی وزنی در شعر اعتقاد نداشت وشعر بدون وزن نیمایی هم ندارد. اما عروض نیمایی را چنان نرمش بخشید که می توان گفت شعر سپید غیر شاملویی در دنباله ی کار های او بوجود آمد .