
نگاهی به کتاب « Belonging»
گزیدهی انگلیسی شعر شاعران ایرانی خارج از ایران
نویسنده: علی ثباتی
□
این کتاب گزینهایست از شعر شاعران ایرانی جلای وطن کرده بهترجمهی نیلوفر طالبی. در این کتاب اشعار شاعرانی چون امیر حسن افراسیابی، مینا اسدی، نادر نادرپور، یداله رؤیایی، اسماعیل خودئی، پرتو نوریعلا، مجید نفیسی، عباس صفاری، رضا فرمند، جمشید مشکانی، بهزاد کشمیرپور، شهروز رشید، نانام، گراناز موسوی، زیبا کرباسی، مریم هوله، مجید آقایی و مانا آقایی گزینش شده و به انگلیسی ترجمه شده است. در برگردان این اشعار به انگلیسی زاک روگو (Zack Rogow) و دانیل اُکانل (Daniel O'Connell) با مترجم همکاری داشتهاند و ناشر آن هم انتشارات (North Atlantic Books) در برکلی کالیفرنیاست.
نیلوفر طالبی مترجم ایرانیالأصل ِ متولد انگلستان است. وی پروژهی ترجمهای را در سال ٢٠٠٣ آغاز کرد، در «آمدنهای نیمشب» (Midnight Approaches) یک DVD شامل فیلمهایی کوتاه دربارهی شعر معاصر ایران و نیز «چهار بهار» (Four Springs) و «برخیز / ایکاروس» (Icarus / Rise) را ساخته است که آثار نمایشی ِ چندرسانهای هستند مقتبس از شعر ایران. ترجمههای او گزینش شده و در چندین مجموعه و گزینه انتشار یافتهاند. وی در بهار سال ٢٠٠٦ ویراستار مدعو ِ (Rattapallax) بوده است. همچنین از چنیدن بنیاد فرهنگی بورس و اهدائی پژوهشی دریافت کرده است و جوایز ترجمهی متعددی از مرکز بینالمللی ترجمه و نوشتار، بنیاد ترجمهی ادبی ِ آمریکا، انجمن هنری نیویورک و ویلیام بَنِرستون (William Barnstone) را از آن خود کرده است.
زاک روگو شش کتاب شعر، سه گزینهی شعر، چهار مجلدْ اثر ترجمه شده، و یک کتاب کودکان منتشر کرده است و در سطح ملی در برنامههای نویسندگی برای فارغالتحصیلان تدرس میکند.
دانیل اُکانِل از شاعران برندهی جایزهی شعر، مؤلفِ «ساحلهای دیگرسان» (Different Coasts) است. او همچنین دانشآموختهی فلسفه با مدرک فوقلیسانس است.
نخستین چیزی که در بارهی این کتاب جلبتوجه میکند برخی نقدهای ژورنالیستیایست که دربارهی آن در مطبوعات و کجلات شعری آمریکا انتشار یافته است. برای مثال کارولین فورشه (Carolyn Forché) دربارهی این کتاب گفته است:
"موفقیت نیلوفر طالبی در گردآوری شعر ایرانیان ِ پراکنده بیبدیل و هیجانانگیز است. چنان است که گویی او از رهگذر تعهد، بصیرت و عطشی فرهنگی، میراث ادبی تازهای را برای ایران و جهان از خود به جا گذاشته است. این اثر سمفونیایست غنایی که در صداهای تبعیدشدگان، مهاجران، پناهندگان و نفی بلد شدگان پژواک یافته است. اینکه طالبی گزینهای چنین خارقالعاده را گردآوری کرده است خود به قدر کافی شایان تحسین است – ولی اینکه خود بهتنهایی بسیاری از این اشعار را ترجمه کرده است کاریست بس درخشان."
مارتین اسپادا (Martin Espada)، کاندیدای جایزهی پولیتزر و نویسندهی کتاب «جمهوری شعر» (The Republic of Poetry) دربارهی این اثر گفته است:
"شعر هنری جهانیست بهخاطر ویراستاران و مترجمان درخشانی چون نیلوفر طالبی... اینجا شاعراناند، با تمامی تواناییهاشان، خیرهسریشان، غرور، بداوت، و شکوه غناییشان، پراکنده در اقصا نقاط عالم، با این حال گردآمده در این کتاب. این است مدرکی دال بر اینکه شعر انسانی میسازد: اینک فرهنگ معاصر ایران صاحبِ وجهه شده است، و زبان فارسی صاحب صدایی، برای مایی که در کشورهایی انگلیسیزبانیم، و از بابت همین کتاب اینک غنیتر شدهایم."
ناشر اثر در توضیحی دربارهی این گزینه چنین عنوان کرده است:
"این اثر کاریست تلفیقی و دسترسیپذیر از شعر معاصر ایران، نگاهیست به فرهنگِ ادبی متنوع و مقدمهای وزین دربارهی شعر ایرانیان در قرن بیستویکم. در عین اینکه خوانندهی غربی ممکن است بهخاطر موفقیت روزافزون اندکْ آثاری چون «لولیتاخوانی در تهران» و «دائیجان ناپلئون» پیشاپیش از ادبیات ایران آگاهی داشته باشد، سایهی جنگ این واقعیت را مخدوش کرده است که ایران سنت هنری دیرپا و پرشکوهی دارد که دامنهاش از هنرهای تجسمی تا ادبیات میرسد. این اشعار که نیلوفر طالبی استادانه به انگلیسی بازشان گردانده است - و شامل نمایشهای شهوانی زیبا کرباسی، شعر ِ از منظر فرمْ نازککارانهی رؤیایی، آثار تجربی نانام و مجادلههای قدرتمندانهی مریم هوله، و حماسههای شخصی شهروز رشید میشود – متنوعترین و بهروزترین گزینهی شعر جدیدِ ایران را به نمایش میگذارد."
در مقدمهی این گزینه، طالبی ضمن ِ یادکردن از مشکلات سیاسی و اجتماعیای که او و بسیاری دیگر را مجبور به ترک وطن کرد، از خاطرهی ملاقاتهای خوانادگی خود با احمد شاملو در دوران نوجوانی چنین یاد میکند:
"... وقتی به دیدنمان میآمد، به این معنا بود که میزبان اجتماعی ادبی شدهایم. معنیاش این بود که بحثهایی توأم دربارهی هنر، ادبیات، موسیقی و مسائل جهان درخواهد گرفت. به این معنا بود که راخمانیوف و بتهوون در نواختن باشند و در همان حال بحث تندی در آشپزخانه درگرفته باشد، در همین حین در سالن پذیرایی چند تن تفسیرهایی بیشمار ارائه میدادند پیرامون برنامههای [...] شبانهی تلویزیون در خصوص جنگ ایران و عراق، یا اعترافات [...] رهبران احزاب مخالف. او در این سالن نشسته بود، در حالی که دود سیگار دورتادور سر سفیدمویاش پراکنده میشد، شاعری که نیما، لورکا، نرودا، حافظ، آخماتوا، آنتوان سنتاگزو پری، لنگستون هیوز، هدایت، فروغ فرخزاد و بسیاری دیگر را به هم پیوند زده بود. هربار کتابی را که بهدقت انتخاب کرده بود برای خواندن به من میداد – و هر دفعه برایام توضیح میداد که چرا این کتاب مناسب من در آن مقطع بوده است و در سیزده سالگی از او «صد سال تنهایی» را دریافت کردم. سالها بعد وقتی در دانشگاهِ UCAL که در آنجا سخنرانیای داشت به ملاقاتاش رفتم کتاب «مرشد و مارگاریتا»ی بولگاکف را پیشنهاد کرد.
روشنتر از هر چیز دیگری در خاطرم آپارتمان کوچک شاعر مانده است که یکی دوبار آنجا به ملاقاتاش رفتم. اولین برداشتام از فضای آنجا نه محلی اشرافی که جایی بوهمیایی (هنرمندانه و سنتشکنانه) بود، جایی که هنرمندی در آن زندگی میکرد، و هرچند در آن زمان از اینقبیل واژهها سردرنمیآوردم، این مطلب را عمیقا ً احساس میکردم. خانهای بیتکلف مملو از کتاب، رایحهی کاغذی که همهجا را فراگرفته بود، و از شکل و شمایل اثاثِ خانهْ بیادعایی و عدمتظاهر در برابر مهمانها به ذهن متبادر میشد و نشان از توجه به ارزشهای غیرمادی داشت. بر میر کاز او قطعههایی از کاغذ بود با یادداشتهایی نوشته شده با خطی ریز، که بهدقت از وسط تا شده بودند. میزی بود بیتکلف و بی کر و فر که بههیچوجه نشان نمیداد از آن ِ غولی ادبی باشد..."
وی در ادامه به نقش و آثار شاعران مطرح همچون فروغ، شاملو، اخوان ثالث و سهراب سپهری در شکلگیری شعر نو میپردازد و تاریخچهی مختصری از پیدایش شعر نوی ایران را به دست میدهد. در ادامه، برخی مؤلفههای اشعار شاعران ایرانی در تبعید و مهاجر را با ذکر نمونههایی از اشعارشان پیش مینهد. وی ضمن ارائهی خوانشی دوگانه از عنوان این گزینهی شعر، یعنی belonging، خاطرنشان میکند که این اشعار شکافِ بین حس تعلق (belonging)، از سویی، و اشتیاق (longing)، از دیگر سو، را آشکار میکنند. او نشان میدهد که چهگونه از طرفی حس تعلق به وطن و غم غربت در اشعار کسانی چون مینا اسدی و مجید نفیسی حضور یافته است و از طرف دیگر، در اشعار کسانی چون افراسیابی، هوله و کشمیرپور اشتیاقی برای سربرآوردن ِ ارزشهای تازه و رنگباختن ارزشهای سنتی و فرارفتن از گذشتهی نوستالوژیک نقشآفرینی کرده است. او به مفهوم خودِ شهوانی ِ نهفته در تن را نیز در اشعار زیبا کرباسی نیز اشاره دارد.
توضیحات طالبی دربارهی چگونگی تهیه و گزینش اشعار این کتاب نیز درخور توجه است. او میگوید:
"سال ٢٠٠٢ وقتی شروع کردم به پژوهش برای این کتاب، هدفام کشف و انکشاف آن شعر فارسیای بود که ایرانیان ِ مقیم خارجی خلق کردهاند که از زمان انقلاب جلای وطن کرده بودند. میدانستم سنت غنی ادبیات فارسی میتواند مرعوبکننده باشد و راهیافتن به آن نیز دشوار، من در حالی به این سفر تن دادم که حس میکردم هماینک نیز از قافله عقب افتادهام. حتی فهرستی از شاعرانی که خارج از ایران زندگی میکردند در اختیار نداشتم، و نقطهی آغاز برایام این بود که از معدود شاعرانی که میشناختم پرسوجو کنم تا اگر مشخصات و شمارهی تماس دیگر شاعران را دارند، در اختیارم بگذراند.
در ظول زمان شمار شاعرانی که در فهرست آمده بودند با آن پیشنهادهایی افزایش پیدا کرد که طی مکالمات تلفنی با کسانی مطرح شد که علاقهمند بودند کمکی بکنند، و نیز طی ملاقاتهایی از یاد نرفتنی که با میهماننوازی شاعران، پژوهندگان و علاقهمندان به ادبیات داشتم که مرا در خانهی خود راه داده بودند، و نیز طی سر زدنهایام به کتابخانههای شخصی افراد. ضمن ِ نشستنها و چای نوشیدنها در اتاق پذیرایی یا مطالعه، به کتابهایشان رجوع میکردم، فهرستهایی تمامناشدنی برمیداشتم و میزبانانام را دربارهی زندگی و آثار شاعران صاحبنام و ناشناس موجود در قفسههایشان سؤالباران میکردم. چندی نگذشته بود که کارم شده بود تلفن زدن برای کسب اجازه و رابطه گرفتن با کتابفروشان ایرانی، مسئولان سایتها و مجلات ادبی، ناشران ادبیات ایران، و وبلاگنویسانی که هم در خارج و هم در داخل ایران زندگی مقیم بودند، کسانی که گزیدههاشان و معرفی کردنها و ارجاع دادنهای بیپایانشان به پژوهش من پر و بال میداد.
همانطور که پژوهشام تکامل پیدا میکرد، هدفِ دشوار و فروتنانهام این بود که پیکرهی کار را جدیت ببخشم، هربار که شاعری تازه به فهرستام راه مییافت مفهوم اولیهی این پژوهش برایام دیگربار تغییر میکرد. از آنجا که شماری اندک از اشخاص خود را وقف گفتمان و گردآوری در چنین حوزهی تازهشکلگرفتهای از پژوهش کرده بودند، به این امید بودم که این گزینه بتواند مانند شمایی باشد از کاری عظیم که انجام گرفته بود، منتخبی که از گنجینهی شعر ایران استخراج شده بود و بانیان فرهنگ عاشقانه در حفظ اش کوشیده بودند. در این کتاب، فهرستی – که بیشک کامل نیست – از شاعران ایرانی خارج از کشور گردآوری شده است که توانسته بودم بیشترشان را بیابم و دربارهی آثارشان مطالعه کنم.
تمامی گزینهها، که بنا به تعریف ناکاملاند، برای ارائهی حوزهای سترگ در صفحاتی معدود، معیارهایی را وضع میکنند. تعیین حد و حدودی برای حوزهی شعر ایران در خارج از کشور از زمان انقلاب این نه این معنای ضمنی را میرساند که فرقی بین آن آثار که در داخل و خارج از کشور تولید شدهاند فرض گرفته شده است – چنین امری مستلزم مطالعهای تطبیقیست بیرون از حوزهی کار این کتاب – نه این باور را که مرزهای جغرافیایی در ابراز نظر پیرامون هنر عاملی تعیینکننده باید باشند، نه این امر را که ادبیات خارج از کشور ژانری مستقل است یا باید باشد، و نه این را که چنین ادبیاتی میباید لزوما ً همچون روحیهی عصان، بقا، و دیگرگونی تعریف شود. تاریخ انسانیْ تاریخ مهاجرت است. هنرمندان و متفکرانی چون ناباکوف، اوید، جویس، گرترود استاین، مرجانه ساتراپی، ایزابل آلنده، سلمان رشدی، پیکاسو، شاکال، مارینا تسوهتایوا، آلفرد هیچکاک، راوی شانکار و تینا مودوتتی، از مرزها درمیگذرد، گاه از سر تصمیم شخصی، و گاه نه. این مجلد در پژوهشی ایفای سهم میکند که در راستای جستوجویی بزرگتر دربارهی شعر مدرن و معاصر ایران انجام یافته است.
معیار گزینش من مبتنی بوده است بر کیفیت و پختگی کارنامهی هر شاعر. باید اعتراف کنم که شعرهایی را هم انتخاب کردهام که بر من تأثیر نهادهاند، و ناگزیر از ترجمهشان شدهام. از خیل چنین شاعران و اشعاری که ترجمه کردهام، آنهایی را انتخاب کردم که میپنداشتم، نظر به انگلیسی من، بهترینها از آب درآمدهاند. نیز به شاعرانی اولیت دادهام که تاکنون به انگلیسی شعر ننوشتهاند و در بین خوانندگان انگلیسیزبان ناشناخته ماندهاند. جز برخی استثنائات، آن شاعرانی که در زبان انگلیسی دیده شدهاند، شامل شاعران پرتجربهای میشود چون نادرپور، نفیسی، خودی و نوریعلا. نسلهای میانی و نوخاسته، که آثار شعفانگیزشان به نظر من استحقاق طیف وسیعتری از خوانندگان را دارد، اینک امید آن است که بیش از این اقبال آن را بیابند که در معرض دید قرار گیرند، هم در نزد خوانندگان فارسیزبان و هم خوانندگان انگلیسیزبان.
امیدوارم که این مجلد شعر، کنجکاویها را بیافریند، گفتوگوها را به جریان بیاندازد، و الهامبخش پژوهشی عمیقتر در ادبیات فارسی شود، هم ادبیات مدرن آن و هم کلاسیکاش..."