اگر گلِ كامل
از ممنوعیت هایی كه درچاه ریخته اند
گلی سرزده كه دست زدن به آن ممنوع است
چرایش را خدایی می داند كه خوردن زهر و تف كردن –
عسل را قدغن كرده
و برای میتِ گل سرخ هم حرمت خاصی قائل است
پس آزادی سر در آوردن از عمق چاه هم نیست
حتی اگر اسم تو را گل كامل گذاشته باشند
به دست های من هم ضربدری كوبیده اند كه
دست درازی به دامنِ خدا ممنوع
تضرع ِ به درگاه گل ممنوع
و بوییدن گلی كه فقط برای من از چاه سردرآورده ممنوع
و دراز كشیدن وسط ممنوعیت گل ممنوع
كاش ممنوع نبودیم ِ ما ممنوع نبود .
تیر ماه ١٣٨٥
□
از نمردن
آن طورها كه بود بد هم نبود
اینطورها كه هست بد نیست
هر خوشه گندمی كه می كنم از ساقه چند قطره خون نمی چكد از آن
هر ماشه ای كه می چكانم دندان گرگ در عضلاتم گیر نمی كند
فاسد نمی شود سبد سبد سبد انگورم
و شراب همان آب ولرمی نیست كه از شیر سر كوچه می مكیدم
قطار / قطار می رسد از راه
و ما صبح به زودی می رویم به سمت بهشتی كه سارا انار ندارد
كم كم / وقت برای خندیدن كم می آوریم
بس كه جنازه های تازه تازه یكی یكی از در در می روند
به بایزید زنگی بزن وَ بگو
پیاده شوم یا نشوم در بندری كه با سر ِ آستین
گوهر بیرون آوردندی از ته دریا ؟
درختی كه نمی خواهد سر به هوا باشد
از ترس اره بدنش تاول نمی زند
از نمردن كه نترسی موش كور هم عاشق می شود
كسی كه از دیوار كوتاه بالا می رود
غبطه نمی خورد به پرنده ی فرضا عاشقی
كه زیر چرخ ماشینی دراز كشیده
عاشقی كه دراز نكشد ؟ / نقشش را خوب بازی نمی كند !
بوده در كتاب عاشق فی الدنیا فرموده :
معشوقه ای كه قهر نكند عاشق است .
دی ماه ١٣٨٥
□
گذرانی
امروز هم می گذرد با گل نرگس كه درست وسط خواب های تو كاشته اند
چل سال عاشقی از تو مجسمه ای ساخته كه به مرگی شیرین فرو بروی
از زنبوری كه نیش ات می زند می دانی كه هنوز نمرده ای
كمی عاقل تر باش از تو گذشته كه باز هم سرت بخورد به سنگ
فخرمی كنی كه جسدت راه می رود
و خلاف آب شنا می كند ؟
لكنت گرفته ای از دیدن عزراییل یا ذوق كرده ای از شاخه گلی
كه برایت خریده ام
رسوای زمانه منم / دیوانه منم
تو فقط در همه ی "هیچ " های من همه كاره ای
سرت از آب كرده ای بیرون كه نشان بدهی تشنگی آورده ای به دست ؟
بغل كرده ای سنگ تراشیده ای از پر قو را
راه می رود / حرف می زند
و كمی چیز تر از چیز است
دلت از برفی گرم است كه به سرت باریده
و كمی چیز تر از چیز است
فروردین ١٣٨٤
جشنواره شعر فارسی وازنا - سال 1386